تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
نتوان بود كه لشكرى بيارد و خلايق را دل‌مشغولى دهد ، و اوّل دردسر ما بود ، و او را موقوف دارند تا سلطان ديگر برسد ، آنگاه حكم او را باشد . امرا انديشيدند كه در خفيه به طرفى به‌در رود ، هرشب از خيلخانه سواران با سلاح پيرامون كوشك او پاس مىداشتند ، تا اتابك ايلدگز و ارسلان برسيدند در آخر رمضان سنهء خمس و خمسين و خمسمايه ، سلطان ارسلان بر تخت ملك نشست ، و سليمان شاه را در كوشكى در ميان باغ موقوف كردند ، و موكّلان بر او گماشتند . و بعد از يك ماه كه سلطان ارسلان و ايلدگز به جانب اصفهان مىرفتند ، سليمانشاه را با قلعهء علاء الدّوله به همدان نقل كردند ، و هم در اين قلعه دوازدهم ربيع الاوّل سنهء ستّ و خمسين و خمسمايه درگذشت ؛ در مرقد برادرش سلطان مسعود دفن كردند . مدّت ملكش شش ماه و كسرى بود ، و مدّت عمرش چهل و پنج سال ، و اتّفاق ولادت او در رجب سنهء احدى عشر و خمسمايه بود . حليت او : چهرهء او اسمر به سرخى مايل ، محاسن متوسّط ، كوتاه‌گردن ، گردمهره ، ربع القامه ، حليم‌صورت ، رحيم‌سيرت متوكّل‌عمر . وزراء و حجّاب او : الوزير : شهاب الدّين ثقه محمود بن عبد العزيز الحامدى . الحاجب : مظفّر الدّين الپ‌ارغو بن يرنقش البازدار .