سيزدهم السلطان الاعظم ركن الدّنيا و الدّين ارسلان بن طغرل ابن محمّد بن ملكشاه بن الپارسلان *
سلطان ارسلان پادشاهى بود خوبطلعت نيكوسيرت ، باحيا و حميّت و پرخشم زودرضا ، كرم و مروّت بر احوال او غالب و حلم و سكون به احوال او ظاهر ، هيچ خواهنده از او لفظ لا ناشنوده ، و هيچكس از او جور و قهرى نديده . از كار دخلوخرج و ضبط اموال خزاين و پايگاه متغافل بود ، و در تفتيش و تفحّص احوال مسامح و مساهل ، تنعّمدوست و ترفيهجوى بود ، در پوشش و خورش و تكلّف الوان و تنوّق طبايع بغايت ، لباسهاى فاخر و كسوتهاى متلوّن و جامههاى ختايى زركشيدهء مثقّل در عهد او قيمت و رواج گرفت ، و ملاطفت و مكالمت او در مجلس شراب و معاشرت بغايت كمال بودى ، و هرگز در بزم او فحش و لغو و لهو و جفا و دشنام بر لفظ كس نرفتى ، و حركتى نامحمود در وجود نيامدى .
چون پدر او سلطان طغرل بن محمّد فرمان يافت ، او كم از يكساله بود ، و عمّزادهء او ملكشاه بن سلچوق بن محمّد هم در اين سنّ و حدّ بود .
سلطان مسعود ايشان را مىپرورد و تربيت و تنميت مىداد ، و ايشان را با خود گردانيدى ، تا در سنهء اربعين و خمسمايه كه از بغداد به راه دربند قرابيلى به