تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
فروآمدند ، و در كوشك مسعودى بار داد ، و امراى دولت آن روز پيش‌كشها كردند . اتابك خاص‌بك از انواع غرايب و نفايس و نوادر از اسلحهء گوناگون و اثواب و خيول گزين ، كه در هيچ عهد كس مثل آن نديده بود پيش‌كش كرد ، سلطان چون پيشكشهاى او بديد از قصد خون او پشيمان شد ، مىخواست كه به بهانه‌اى برخيزد . امّا اجل او دررسيده بود و روز به آخر آمده . بعد از آن از زحمت اغيار خلوت كردند . جمال الدّين قفشد و برادرش و خاصگيان سلطان و زنگى جاندار و شومله هردو با خاص‌بك بودند . خاص‌بك آغاز سخن كرد كه قواعد و ترتيب پادشاهى چگونه مىبايد نهاد . جمال الدّين قفشد مانند عزرائيل از پس پشت او درآمد و گريبان قباش بگرفت ، گفت : برخيز ، چه وقت نصيحت است و موعظت ، او و صارم و محمّد و يونس او را بگرفتند و در خانه‌اى بردند ، و سرش به تيغ جدا كردند ، شومله پيش از وقوع به فراست ضمير آن نقش ديده بود ، دامان خاص‌بك بگرفت ، يعنى بيا ، و او درنيافت . شومله از كوشك به زير آمد ، و انگشترى به ركابدار خاص‌بك داد به نشان كه امير مىفرمايد كه اسپ به من ده كه به مهمّى نازك به شهر مىروم . اسپ خاص‌بك برنشست و راه خوزستان گرفت ، و تا شب سى و پنج فرسنگ براند ، و تا عمر او بود ، به خدمت هيچ سلطان ديگر نرفت . چون اضطراب در كوشك افتاد ، لشكر خاص‌بك بسيار بودند . آهنگ كوشك كردند ، به مشورت وزير جلال الدّين الدرگزينى سر خاص‌بك و سر زنگى جاندار از بام كوشك به زير انداختند ، جمله برميدند و پراگنده شدند . پس از آن سپاهيان سلطان و قفشد به سر خزانه و سراى و پايگاه او رفتند ، از جمله غارات كه در خزانهء او يافتند سيزده هزار اطلس سرخ نابريده بود غير رنگهاى ديگر و آلات زرّين و سيمين ، هفت خمّ سيمين يافتند ، و سه خم زرين‌گردن آن مرصّع كرده ، و عدّت و ترتيب پايگاه را قياس نبود . هزار و