تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

يازدهم سلطان الاعظم غياث الدّنيا و الدّين ابو شجاع محمّد بن محمود بن محمّد بن ملكشاه *

سلطان محمّد بن محمود پادشاهى لطيف‌خلق زيباخلق بود ، عقلى كامل و رايى صايب و طبعى سايس داشت ، نيكوعهد ثابت‌قدم دين‌دار ، محبّ علما ، نيكولفظ دقيق‌نظر معانىشناس دشوارپسند . و اوّل ملكش در محرّم سنهء ثمان و اربعين و خمسمايه بود ، چون برادرش را به همدان به تخت نشاندند ، اتابك خاص‌بك امير جمال الدّين قفشد بن قيماز را به خواندن او به خوزستان فرستاد . چون جمال الدّين قفشد با سلطان محمّد مقرّر كرد كه اوّل روز كه به همدان رسند ، اتابك خاص‌بك را بگيرد ، گفت : او را عزم چنانست كه اگر به فرمان او نباشى ، با تو همان كند كه با برادرت كرد ، و با خليفه مقرّر كرده است كه پادشاهى عراق به وى دهد ، و سلطنت از اين خاندان براندازد . سلطان محمّد را اين سخن دلپذير آمد ، و آيت ؛
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا
بر خاطرش فراموش شد . و در محرّم سنهء ثمان و اربعين و خمسمايه به همدان رسيد ، امراى دولت جمله استقبال كردند ، و اينانج و خاص‌بك و جمله مسعوديان آن روز به مرغزار قراتگين شراب خوردند ، و روز ديگر به كوشك مرغزار در همدان