از تركمانان بسيارى با خود جمع كردند ، و با خود به تكريت بردند ، كه هنوز نايب مسعود بلالى آنجا بود ، و در آنجا از ملوك سلچوقى دو كس دربند بودند : ملكشاه بن سلچوق بن محمّد بن ملكشاه ، ديگر ارسلان بن طغرل بن محمّد بن ملكشاه . ارسلان را بيرون آوردند و به قصد بغداد برفتند . مقتفى خليفه نيز با لشكرها بهدرآمد ، ميانشان مصافها رفت . سپاه خليفه غالب آمد ، از ايشان بسيارى بكشتند ، و بعضى گريخته پيش محمّد شاه آمدند ، و او را بدان داشتند كه خود به در بغداد آمد ، و او را كارى از پيش نرفت ، از بغداد به حسرت بازگشت .
[ ملكشاه ] به اصفهان رفت ، و نزديك شد كه ملك سليمان شاه مشوّش و مخبّط شود . بعد از پانزده روز كه در اصفهان بود در پانزدهم ربيع الاول سنهء خمس و خمسين و خمسمايه فرمان يافت .
مدّت عمرش سى و دو سال و دو ماه بود ، و مدّت پادشاهى بعد از وفات سلطان مسعود چهار ماه ، و نوبت ديگر در اصفهان شانزده روز .
حليت او :
آبلهنشان بود ، چهره به زردى مايل ، محاسنى گردسياه ، قوىبازو و يال ، معتدلقامت .
وزراء و حجّاب :
الوزير : ايضا ابو نجيب شمس الدّين .
الحاجب : خاصبك .
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٩٥