و در ميدان مبارك به دستبوس اعلى برسيد ، و هم در روز سلطان اعظم او را حريف گوى و طبطاب گردانيد ، و چون طرد و ناورد و چابكسوارى او ديد ، سلطان مسعود را گفت : خاصبك استحقاق به زيادت از اين درجه دارد .
سلطان مسعود هجده روز بر در رى بود ، و از عمّ بسيار نواخت و تشريف يافت ، امراى خراسان به وجود او مستظهر شدند ، و تشريف او پوشيدند ، و سلطان مسعود در منتصف رمضان بازگشت از رى و به صوب بغداد برفت .
گذر بر اسدآباد كرد ، و سلطان اعظم با خراسان مراجعت فرمود ، و در صفر سنهء اربع و اربعين و خمسمايه از بغداد با در همدان آمد ، و در رجب اين سال به ساوه رفت ، و در آخر شوال به جانب آذربيجان شد ، و به مرحلهء دول به يك منزلى تبريز فروآمد ، و مدّت دو ماه مقام ساخت . ملك محمّد بن محمود به جانب ارمن بود . سلطان رشيد جامهدار را و موفّق گردبازو را بفرستاد ، تا دختر وى گهر خاتون را كه در حكم ملك محمّد بود ، و ميانشان احيانا وحشتى مىشد ، بياورند . او را بياوردند . آنگاه ملك محمّد به در همدان به خدمت سلطان آمد .
و سلطان به فصل تابستان در صفر سنهء خمس و اربعين [ و خمسمايه ] با در همدان آمد ، و زمستان به ساوه رفت ، در رجب سنهء خمس * و اربعين [ و خمسمايه ] و در آخر شوّال باز به سوى آذربيجان شد ، به در مراغه فروآمد و مراغه را حصار داد ، به دو روز بستدند ، و باروى شهر خراب كردند . ميان اتابك ارسلانپه و خاصبك پلنگرى وحشتى قائم بود از قديم . امراى دولت در ميان آمدند ، و آن وحشت ظاهر برداشتند ، و ايشان به در قلعهء روييندز با يكديگر ديدار كردند . سلطان بازگشت ، و به در همدان آمد ، و در سنهء ست و اربعين و خمسمايه در فصل خريف به جانب بغداد رفت ، و آنجا تماشاى شكره كردن شكرهداران كرد ، و ملكشاه بن محمود در خدمت بود .
روى بهار باز به همدان آمد ، و به كوشك خويش نزول كرد ، و جهان آن
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٩١