همان محبت ظاهرى و عرفى است كه بعضى از والدين دارند و آن اين است كه مطابق ميل و خواست كودك و جوان عمل مىكنند . براى آنها ميل بچه مهم است نه مصلحت او . بعضى از مردم در اظهار محبت به ديگران تنها ارضاى خواست آنها مهم است نه مصلحت آنها ، مسلماً اين نوع محبت در اسلام نه تنها معناى واقعى محبت نيست بلكه از آن نهى شده است . زيرا قرآن مىفرمايد : افراد گناهكار در قيامت مىگويند اى كاش فلان دوست را اختيار نمىكردم و يا در بعضى آيات داريم كه جهنميان هر كدام كه بر همديگر وارد مىشوند ياران و دوستان خود را لعنت مىكنند . « كلما دخلت امه لعنت اختها » ( قرآن كريم ، سوره اعراف ، آيه 38 )
نوع دوم محبت آن است كه منطقى باشد . محبت منطقى ، محبت بر اساس مصلحت و خير و صلاح متربى است . بر اساس اين محبت تنها زمان حال و خواست متربى مطرح نيست بلكه آينده و مصلحت متربى مطرح است . بنابراين ، محبتى منجر به كمال متربى و تحصيل خير دنيا و آخرت مىشود كه بر اساس مصلحت متربى باشد نه موافق ميل و خواست او .
3 - تنبيه ، نوعى محبت است : طبق استدلال فوق بايد گفت تنبيهاتى كه مكتب تربيتى اسلام براى تربيت و تنبّه متربيهاى خود قرار داده نيز نوعى محبت هستند . انسان دوستى ، به معناى دوست داشتن هيكل و قيافه و اعضاء و جوارح انسان نيست . انسان دوستى يعنى انسانيت دوستى ، يعنى دوست داشتن آن دسته از استعدادهاى انسانى كه بالفعل بشوند و دوست داشتن فضايل اخلاقى انسان . لذا اگر فردى در مسيرى قرار گرفت كه استعدادهاى
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٢٦١