مرتضى ، سيرى در نهج البلاغه ، 1378 ، ص 215 ) در اسلام عزلت طلبى و رهبانيت وجود ندارد . منظور از زهد ، بىميلى روحى و قلبى و عقلى نسبت به امور دنيوى است به گونهاى كه آنها براى آدمى هدف نباشد . و گرنه انسان بيمار بهطور طبيعى نسبت به غذاها و لذايذ بى ميل است . بىميلى انسان بيمار به لذائذ ، ارزش محسوب نمىشود .
بنابراين ، سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود آن است كه فلسفه و نقش زهد در مكتب تربيتى اسلام چيست ؟ زهد واقعى در نظام تعليم و تربيت اسلامى داراى آثار چندى است كه اگر غير از اين باشد نبايد آن را زهد نام گذاشت ، بلكه آن رهبانيت و تصوف و گوشه نشينى است . اين آثار عبارتنداز :
( 1 ) ايثار : زهد باعث مىشود تا انسان ديگران را بر خود مقدم بدارد و از امكانات مادى خود به ديگران ببخشد . ( 2 ) همدردى : زهد باعث مىشود تا انسان نسبت به افراد محروم و فقير احساس همدردى كند و آنها از فقر و محروميت خود دچار ناراحتى اجتماعى و حقارت نشوند . كما اينكه ائمه شيعه ( ع ) همه سطح زندگيشان مساوى با پايينترين طبقه جامعه بوده است . ( 3 ) آزادگى : زهد حقيقى باعث آزاده بودن و جهادگر شدن انسان مىشود بهطورى كه در برابر ظالمان و قلدرهاى زمان ايستادگى نموده و از شهادت و مرگ و دورى از دنيا نترسد . ( 4 ) عشق و پرستش : زهد واقعى بايد باعث عاشقتر و معنوىتر شدن انسان به شود به گونهاى كه با خداوند بيشتر خلوت كند و از اين خلوتها لذت برده و نهايتاً معرفت او نسبت به خدا بيشتر
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٢٥١