و بالنتيجه به فكر نجات محرومين و انسانها باشد . اين است فرق بزرگ پيامبران ( س ) و عرفا . اقبال لاهورى مىگويد عرفا وقتى به سفر دوم از سفرهاى چهارگانه مىرسند همانجا قصد اقامت مىكنند اما انبيا ( س ) وقتى به منزل دوم مىرسند يعنى وقتى به خدا مىرسند تازه عشق مردم و نجات ناس را پيدا مىكنند و لذا به سوى خلق بر مىگردند تا آنها را نيز به سوى حق و براى حق سوق دهند . ( مطهرى ، مرتضى ، انسان و ايمان ، 1378 )
احتمالًا منظور امام سجاد ( ع ) از فراغت و آسايش در سايه زهد همين حالات روحانى باشد كه در ظل زهد واقعى به دست مىآيد . كما اينكه على ( ع ) زهد را در دو جمله و دو حالت درونى مىداند : « الزهد بين كلمتين من القرآن قال الله سبحانه : « لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لاتفرحوا بما آتاكم » « و من لم ياس على الماضى و لم يفرح بالآتى فقد اخذ الزهد بطرفيه » ( فيض الاسلام ، علينقى ، ترجمه و شرح نهج البلاغه ، حكمت 429 ، 1351 ) زهد در دو جمله از قرآن كريم خلاصه شده : براى اينكه متأسف نشويد بر آنچه از ماديات دنيا از شما فوت شده و شاد نگرديد بر آنچه از خدا به شما مىرسد . هر كسى بر گذشته اندوه نخورد و براى آينده شادمان نگردد بر هر دو جانب زهد دست يافته است . واقعاً نيز چنين است اگر انسان و متربى مكتب تربيتى اسلام به چنين حالتى رسيده باشد در واقع به آرامش رسيده است .
نكته قابل توجه در اين بحث به نظر مىرسد باز تأكيد بر « حفظ اعتدال » باشد بدين معنا كه زهد به معناى واقعى داراى خواص و آثار اجتماعى فوق است و زهد اعتدالى همان است كه ذكر شد و افراط و تفريط در آن به معناى گوشهنشينى و عزلتطلبى و تصوفگرايى و رهبانيت است و گاهى
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٢٥٢