نكته عرفانى دقيقى در مورد مكالمه دوستانه با خداوند مطرح است و آن اينكه خداوند از موسى مىپرسد : در دست تو چيست ؟ و موسى در جواب نمىگويد كه خدايا تو عالم مطلق هستى و بايد بدانى و بهتر مىدانى كه اين عصا است و به چه كارم مىآيد . بلكه موسى با تفصيل جواب مىدهد : « قال هي عصاي اتوكّوا عليها و اهشّ بها علي غنمي و لي فيها مآرب اخري » ( قرآن كريم ، سوره طه ، آيه 18 ) آن عصايم است كه بر آن تكيه مىكنم و برگ درختان را براى گوسفندان مىريزم و استفادههاى ديگرى نيز از آن مىكنم . علت تفصيل موسى در جواب به خداوند كه خداوند نيز با آوردن اين آيه در قرآن ، اين مطلب را تأييد مىكند ، آن است كه مىخواست با خداوند و معشوق خود بيشتر حرف بزند و لذا جواب را طول داد . اين است بازده تربيت اسلامى كه ديگر مكاتب از آن محرومند .
فراز بيست و سوم
الّلهمّ صلّ على محمد و آله و امنعنى من السّرف و حصّن رزقى من التّلف و وفّر ملكتى بالبركة فيه و اصب بى سبيل الهداية للبرّ فيما انفق منه .
« خدايا بر محمد ( ص ) و خاندان او درود فرست و مرا از زيادهروى در زندگى بازدار و روزيم را از تباه شدن نگاهدار و دارايىام را به بركت و زياد نبودن افزون گردان و مرا به نيكويى آنچه از آن دارايى انفاق مىنمايم به راه درستكارى برسان . »