گريزان بوده و دورى كند . امام على ( ع ) نيز چيزى شبيه به اين مطلب در نهجالبلاغه دارند
. « اصدقاؤك ثلاثه و اعداؤك ثلاثه ، فاصدقاؤك : صديقك و صديق صديقك و عدو عدوك . واعداؤك : عدوك و عدو صديقك و صديق عدوك »
دوستان و دشمنان تو هر كدام سه دستهاند ، اما دوستان تو عبارتند از : دوست تو ، دوستِ دوست تو و دشمن دشمن تو ، دشمنان تو عبارتند از : دشمن تو ، دشمن دوست تو ، و دوست دشمنت . ( فيض الاسلام ، علينقى ، ترجمه و شرح نهج البلاغه ، 1351 ، حكمت 287 )
فراز دوازدهم
( اللّهمّ اجعلنى اصول بك عند الضرور و اسألك عند الحاجة و اتضرّع اليك عند المسكنة و لاتفتنّى بالاستعانة بغيرك اذا اضطررت و لا بالخضوع لسؤال غيرك اذا افتقرت و لا بالتّضرّع الى من دونك اذا رهبت فاستحقّ بذلك خذلانك و منعك و اعراضك يا ارحم الرّاحمين . )
« بار خدايا مرا چنان قرار ده كه هنگام اضطرار ، به كمك و يارى تو رو آورم ، و هنگام نيازمندى ، از تو بخواهم و هنگام درويشى ، به درگاه تو زارى كنم . و مرا چون بيچاره شوم ، به يارى خواستن از غير خود ، و چون فقير گردم ، به فروتنى براى درخواست از غير خويش ، و چون بترسم ، به زارى كردن پيش غير خود ، آزمايش مفرما ، كه در آن صورت ، سبب سزاوار خوارى و باز داشته شدن از رحمت تو و روى گردانيدن تو از خود شوم ، اى بخشندهترين بخشندگان . »