چرا ؟ چون در عيبجويى در واقع شما داريد كل شخصيت و حيثيت طرف مقابل را زير سؤال مىبريد و مسلماً بر رفتار آثار خوشايندى ندارد . در باب عيبجويى چند نكته لازم است يادآورى شود :
اولًا عيبجويى ، يك مرض روانى است و لذا على ( ع ) احتمالًا به مالك اشتر مىفرمايند :
« و ليكن ابعد رعيتك منك و اشنأهم عندك اطلَبَهم لمعائب الناس »
دورترين افراد نزد تو و دشمنترين آنها ، كسانى باشند كه در عيبجويى از مردم اصرار مىورزند . ( فيضالاسلام ، علينقى ، 1351 ، نامه 53 ، فراز 24 )
ثانياً عيبجويى و تحقير متربى از طريق عيبجويى از نشانههاى كفر و حق پوشى و بىانصافى است . به فرمايش امام صادق ( ع ) توجه بفرماييد :
« اقرب مايكون العبد الي الكفر ان يواخي الرجلُ الرجلَ علي الدين ، فيُحصِي عليه زلاته لِيَعيره بها يوماً ما . »
نزديكترين مرحله به سر منزل كفر آنست كه مردى بر اساس دين با ديگرى پيوند برادرى برقرار كند تا ( انگيزهاش اين باشد كه ) به عيوب وى پى ببرد و روزى مورد ملامت و توبيخش قرار دهد ! ! ( اخلاق فلسفى ، ج 1 ، ص 328 )
ثالثاً فرد عيبجو در واقع براى جبران ذلت و حقارت خود چنين مىكند . كما اينكه پيامبر ( ص ) مىفرمايند :
« اذل الناس من اهان الناس »
ذليل ترين و حقيرترين مردم آنست كه باعث تحقير ديگران شود . ( اخلاق فلسفى ، ج 1 ، ص 340 )
چهارم : در واقع فرد عيبجو به جنگ خدا رفته و بر خلاف اخلاق الله عمل كرده است چرا كه در دعاى كميل مىخوانيم « يا من اظهر الجميل و
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص١٧٧