قابل درمان نيست . اما در عبارت امام ( ع ) آمده كه از خداوند طلب اصلاح مىنمايند و اين را مىتوان حمل بر خصلتهاى غيرجسمانى نمود و يا اگر بخواهيم شامل عوامل جسمانى نيز بدانيم بايد منظور از اصلاح را همان بدانيم كه در مثال فوق عرض شد .
دوم ، عوامل بسيارى مىتواند عامل ايجاد حقارت در كودك و كلًا انسان شود از قبيل نواقص بدنى ، داشتن اسم و لقب غيرمتعارف و از اين قبيل موارد . در عبارت مورد بحث امام ظاهراً به سه چيزى اشاره دارند كه نقص و انحراف در آنها باعث عدم دستيابى به عزت نفسانى مورد نظر اسلام مىشود : ( 1 ) آنكه انسان خصلتها و خصوصيات اخلاقى و منشى داشته باشد كه مردم آن را زشت و قبيح بدانند و بالنتيجه ، دارنده آن منش و اخلاق را احترام و ارج شايسته ننهند . مثلًا انسان عادت دارد در ميان صحبت مخاطبش بدود يا زخم زبان بزند و يا . . . ( 2 ) آنكه انسان خصلتى داشته باشد كه مايه سرزنش و عيبجويى مردم شود و بالنتيجه باز انسان از آن ارج و احترام خاص بهرهمند نشده و باصطلاح به عزت نفسانىاش ضربه وارد آيد . ( 3 ) سوم آنكه انسان داراى خوى پسنديده باشد اما اين خوى مىتواند كاملتر نيز به شود و مايه احترام بيشتر و ارج بهتر باشد . مثلًا انسانى علاقمند به تحصيل علم باشد و از خداوند درخواست توفيق بيشتر مىكند و يا طلب توفيق در مداومت آن مىكند . مولف كتاب المنجد ، اكرومه را « فعلالكَرَم » يا « كار بزرگوارانه » معنا كرده است ( معلوف ، لويس ، المنجد فىاللغه ، 1365 ، ص 682 ) .
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص١٣٩