اشاره تربيتى اين مطلب آن است كه در جريان تربيت هم مربيان و هم متربيان بايد واقف به اين مسئله باشند كه ارزش حيات به چيست و اين مىتواند جهت تربيت و مسير پرورش را معين كند ( و بدين ترتيب ، هر پرورشى از نظر اسلام تربيت واقعى نيست و لذا در تعليم و تربيت اسلامى ما ميان « تربيت » و « اخلاق » تفاوت قائل هستيم . تربيت واژهاى است كه حتى شامل حيوانات نيز مىشود اما اخلاق مخصوص حالات انسانى است و لذا اخلاق اسلامى و ابوابى كه در كتب اخلاقى ما مطرح شده است را مىتوان چهارچوب تعليم و تربيت اسلامى قلمداد كرد ) . پس اگر انسان در طول حيات خود به كسب علم و دانش پرداخت و اين علم را در جهت چپاول و غارت مردم و در خدمت كارتلها و تراستها درآورد ، نمىتواند يك انسان هدايت شده و تربيت شده از نظر اسلام قلمداد شود گر چه در معناى غربى آن ممكن است چنين باشد .
فراز ششم
( اللّهمّ لاتدع خصلةً تعاب منّى الّا اصلحتها و لاعائبةً اؤنّب بها الّا حسّنتها و لااكرومةً فىّ ناقصةً الّا اتممتها . )
« خدايا وامگذار مرا در خويى كه ( مردم آن را ) زشت مىدانند جز آنكه آن را اصلاح نمايى و نه خوى زشتى كه به وسيله آن سرزنش شوم جز آنكه آن را نيكو بگردانى و نه خوى پسنديدهاى كه در من ناتمام باشد جز آنكه آن را كامل گردانى . »