تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
اكپاتاناپرسيا : اين شهر بنابر مسطورات دانويل در فارس و معروف به « اگزدن‌باگبرى » بوده و آن را اكباتاناى مغستان مىگفته‌اند چه‌مغها در قديم مدرسه‌اى در اين شهر داشته و در آن تحصيل مىكرده‌اند . التوس : اسمى است كه يونانيها به رودخانهء كارون داده‌اند . سرچشمهء اين رودخانه در مقابل سرچشمهء رود زاينده‌رود اصفهان و در بالادست قريهء سميرم از اعمال همين ولايت است . قدرى كه جريان مىيابد از طرف يمين رودخانهء آوردجان و رودخانهء چهارمحال كه از نه رشته آب تشكيل يافته با آن يكى مىشود و محل اين التقا در قريهء زردگور است . يك فرسخ پايينتر نيز رودخانهء خرسان و رودخانهء قريهء سادات از طرف يسار به آن رودخانه كه بالمآل موسوم به رود كارون مىگردد
هامش
هنگام فتوحات مسلمين دوباره ساخته شده است . باروهاى آن چهار دروازه داشته و ربض شهر بيرون آنها بوده است . در بازارهاى آن بلده متاع فراوان وجود داشته و حول‌وحوش آن بسيار حاصلخيز بوده غلهء بسيار و مخصوصا زعفران در آنجا به عمل مىآمده است . مقدسى گويد آن شهر سه رديف بازار داشته كه مسجد جامع در يكى از آنها بوده و ساختمانى كهن داشته است . ياقوت كه ذكرى از همدان نموده و كتاب خود را اندكى قبل از آن‌كه همدان در اثر حملهء مغولها در سال 617 ويران گردد نوشته است گويد همدان بيست و چهار رستاق دارد كه همگى از توابع همدان هستند و همهء آنها را نام مىبرد . يك قرن بعد حمد الله مستوفى نيز به ذكر اين اسامى پرداخته و دهكده‌هايى را كه در آن رستاقها بوده نيز نام برده است . . . و نيز رجوع شود به ابن حوقل ص 256 و 260 ، مقدسى 392 ، ابن فقيه 219 ، ياقوت جلد چهارم 988 ، مستوفى 151 و 152 ، جهان‌نما ( تركى ) ص 350 . ( جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 210 ) . اكباتان نام باستانى پايتخت مادها كه امروز همدان ناميده مىشود . پايتخت پادشاهان ماد كه در آنجا كاخها داشته‌اند و ديوكوسDeiocesبنيانگزار دولت ماد آنجا را به پايتختى برگزيده بود و بعدها نيز سلاطين اشكانى ( پارت ) در ايام تابستان و بهار براى استفاده از هواى خنك بدان شهر مىرفتند . در فرس قديم هنگمتانه ( اكباتان ) به معنى مكان اجتماع خوانده مىشود ولى رأى پروفسور پوبل اين است كه معنى اين لفظ ، قلعهء مادها يا چيزى نظير قلعه است كه با لفظ ماد تركيب شده است ( لغت‌نامهء دهخدا ) .