زبان سانسكريت و ثانا به معنى « ستان » فارسى است كه محل و مكان باشد و « اخمثا » را به شهر دوستى و محل دوستى ترجمه كرده چه پادشاهان ايران در تابستان ، دوستان خود را به اين شهر دعوت مىنمودند . عقيدهء ما اين است كه در قديم هم اسم اين شهر همدان بوده چه « هم » افاده اتفاق مىكند و « دان » ظرفيت را مىرساند و حاصل معنى مجمع متفقين مىشود . شايد اين شهر معسكر تابستانى دولت ايران بوده يا مجمع تجار خارجه و هانگماتانا و هاكاماتانا از لفظ همدان دور نباشد چه تا را كه به دال قلب كنيم و هانكمادانا يا هاكامادانا گوييم خيلى به همدان نزديك شود و اين قلب مطرد است و آن دو كلمه كه با دال شد به اندك تغيير همدان مىشود .
بارى اين شهر نامى بزرگ آسيا پايتخت دولت مد يا طبقهء پيشدادى بوده بنابر مسطورات علماى جغرافى قديم ، اكباتان در جنوب غربى كاسپين و در دامنهء كوه اورنت كه الوند باشد بوده پس همين همدان حاليه مىشود . به موجب مقررات تورات اين شهر را « ارفاكساد » كه ارفخشد پادشاه مد باشد بنا نموده . مورخين قديم يونان گفتهاند دگوسس يا دژسيس نامى از سلاطين مد هفتصد و پنجاه سال قبل از ميلاد اين شهر را ساخته . به عقيدهء هردوت هفت حصار دور اين شهر تودرتو كشيده شده كنگرهء حصار اول سفيد ، دويم سياه ، سيم سرخ ، چهارم كبود ، پنجم نارنجى ، ششم نقرهاى ، هفتم طلايى و قصر سلطنتى و خزانهء دولتى در حصار هفتم بوده است .
از زبان داراى اكبر كيانى در لوحهء بيستون مسطور است كه فراوارتش ادعاى سلطنت مد مىكرد بعد از جنگ و جدال او را گرفتم و گوش و دماغش را بريدم بعد به هاكاماناتا آورده به دارش زدم « 1 » .
هامش
( 1 ) . همدان همان اكباتاناى قديم است كه مركز ايالت ماد بود . ابن حوقل در قرن چهارم گويد همدان شهرى نيكو و بزرگ است بيشتر از يك فرسخ مربع ، كه از