تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
اين شهر را مبارك و مقدس دانسته احترام آن را از فرايض مىدانسته اگر يكى از سلاطين آنها در غير شهر كابل تاجگذارى مىكرد اطاعت و انقياد او را واجب نمىشمردند » . در تاريخ كاشغر از مؤلفات عاطف بيك كه به زبان تركى است و در سال هزار و سيصد و دو در اسلامبول طبع شده چنين مسطور است كه : « تمام پادشاهان زابلستان را كه در صدر اسلام سلطنت مىنمودند « زانبيل » مىگفته‌اند . مصنفين عرب ، زانبيل را زنبيل نوشته‌اند و آخرالامر تحريف كتاب ، زنبيل را رتبيل كرده چنان‌كه فيلفوس پدر اسكندر ، فيلقوس شده » . نيز همين مؤلف گويد : « زانبيلها با امراى مسلمان سيستان گاهى جنگ مىكرده و زمانى صلح مىنموده‌اند » . در تواريخ عجم زال پدر رستم را حكمران سيستان نوشته‌اند و رستم را كه مىگويند چند صد سال عمر كرده چون عقل از قبول اين گفته ابا و امتناع دارد اگر بخواهيم محمل صحيح براى اين حرف قرار دهيم بايد بگوييم چند نفر از همين خانواده حكمرانى سيستان كرده و چون رستم شخص شاخصى بوده شاهنشاه ايران به آن چند نفر حكمران متواليا لقب رستم داده و از اين قبيل كار در عالم بسيار اتفاق افتاده است . نيز مىتوانيم گفت زال مخفف زانبل و زانبل مخفف زانبيل است « 1 » . آرادوس : اسم دو جزيره بوده است در خليج فارس در حوالى هرموز كه طايفهء موسوم به فنيقيه از اين دو جزيره مهاجرت كرده به ممالك ساحليهء شام رفته در آنجا سكنى گرفته‌اند . اين طايفه كه فرنگيها آنها را فنيسى مىگويند در تجارت و كشتيرانى ، انگليسيهاى زمان خودشان
هامش
( 1 ) . آراخوزيا نام ناحيه‌اى باستانى در محل قندهار كنونى كه آن را « هراووتى » و « هرخوواهيش » و يونانيان « آراكوزيا » و عرب « رخج » مىناميدند ( لغت‌نامهء دهخدا ) .