تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
كرده‌اند و آن عبارت است از بادية العرب و يمامه و احقاف و مسقط و عدن . و اين قسمت از دو قسمت ديگر وسيعتر است اما لم يزرع و شن‌زار مىباشد . بطلميوس مصرى گويد ده طايفهء با جمعيت در اين قسمت باديه پيمايى مىنمودند از آن جمله بوده است بنى قحطان . آرابيا فليكس‌هروز : معنى اين كلمات ، عربستان سعيد است چه اين قسمت را به سبب سوق عكاظ مكهء معظمه - زادها اللّه شرفا و تعظيما - كه هرسال يك‌بار برپا مىشد با سعادت و فرخنده مىدانسته‌اند . توضيح آن‌كه در سوق عكاظ مزبور مال التجارهء هندوستان بلكه چين داد و - ستد مىشده و بعضى را نقدا مىفروختند و قدرى را مبادله مىكردند و چون اعراب ، آن امتعه را به شام حمل نموده به تجار يونان و رومية - الكبرى مىفروختند يونانيها و رمنها گمان مىكردند آن جمله محصول و حاصل زمين عربستان و نتيجهء سعى اهالى آن است و فرض مىنمودند كه هواى اين مملكت دائما با اعتدال و اراضى همواره سبز و خرم و مملو از اشجار و ازهار مىباشد اين است كه اين قسمت را عربستان با سعادت مىدانستند . چون به اطلسهاى قديم نظر نماييم معلوم شود كه مملكت حجاز و تهامه و يمن و عدن و حضرموت و شحر را علماى جغرافى آن ازمنه جزء اين قسمت مىشمرده‌اند و مورد و بلسان و كندر و فلوس را محصول بلاد تميم مىدانستند . بطلميوس مصرى گويد پنجاه و شش طايفه از عرب در اين مملكت سكنى داشته و از آن جمله بوده است طايفهء حمير كه پنج قبيلهء آن را به بزرگى ستوده‌اند . و نيز دانشمند مصرى اسم صد و هفتاد شهر اين مملكت را مىبرد . بلاد معظمهء عربستان سعيد ، مآرب يا نينبوع و سبا و يثرب يا مدينهء منوره و ماكورابا يا مكة الرب يا مكان الارباب كه مكهء معظمه - اجلها اللّه تعالى - باشد و نجران و معيله و غيرها . عاد و ثمود و جديس و طسم و غيرها كه آنها را عرب بايده مىنامند به واسطهء اين‌كه از ايشان اعقابى در دنيا نمانده
تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 51 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه