لهذا در نسبت وى طبرخزى نيز مىگويند كه مركب است از طبرى و خوارزمى .
اصل تاريخ طبرى كه به عربى است همانا در ايران ندرتا يافت مىشود و اين فارسى كه در دست مردم است ترجمهء محمد بن بلعمى وزير آل سامان مىباشد . و قطعهاى از اصل تاريخ طبرى را كه فرنگان بدست آورده و به طبع رسانيده بودند نگارنده مشاهده كرده . ممكن است كه تاكنون همه را يافته و مطبوع ساخته باشند . اين تاريخ از آثار بزرگ اسلام است .
حاجى خليفه مىفرمايد : تاريخ امام ابو جعفر طبرى از تواريخ مشهورهء جامعهء اخبار عالم است از اول خليقه شروع كرده و تا سيصد - و نه ختم نموده و « تاريخ الامم و الملوك » ناميده است .
اين جوزى گفته : كه طبرى در ذكر وقايع و اخبار بسطى تمام داده و كتاب را در مجلدات بسيار پرداخته و اينكه متداول و مشهور است خلاصهاى از آن مبسوط و مختصرى از آن مطول مىباشد و اين مختصر را بلعمى ترجمه نموده . و در طبقات ابن سبكى مسطور است كه ابن جرير با اصحاب خود گفت : هل تنشطون لتاريخ العالم من ادم الى وقتنا هذا ؟ گفتند : كم قدره . گفت : انه ثلثون الف ورقة . گفتند : هذا يفنى الاعمار قبل اتمامه . گفت : انا لله و انا اليه راجعون ما تت الهمم .
پس به اختصار آن كوشيده تاريخ خود را نيز به اندازهء اختصار تفسيرش رسانيد .
بالجمله فوت طبرى در سيصد و ده هجرى به بغداد افتاد . قاضى ابن خلكان مىگويد : من در قرافهء صغرى از ملك مصر نزديك صفح مقطم قبرى را ديدم كه بر سنگى به بالاى سرش نوشته و مكتوب بود :
هذا قبر ابن جرير الطبرى كه زيارت آن مىكردند چنين مىپنداشتند كه قبر طبرى صاحب تاريخ است و بر خطا بودند چه علىالتحقيق و بلاشك
تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٧٢