تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مائه » . صاحب روضة الصفا : محمد خاوند شاهى مشهور به امير خوند از معاصرين سلطان حسين ميرزاى بايقرا است و در دولت او اعتبارى عظيم داشت . وزير دانش‌پرور امير عليشير نوائى را با او توجهات مخصوص بوده كتاب روضة الصفا را به اسم او نوشته . دخترزادهء او خوندمير صاحب حبيب السير در ترجمهء وى چنين مىگويد : « حضرت مخدوم امجد امير - خوند از ساير اولاد عظام امير خاوند شاه بلكه از اكثر علماى فضايل پناه به جودت طبع سليم و سلامت ذهن مستقيم امتيازى تمام داشتند . و در ايام جوانى تحصيل كمالات نفسانى نموده در علوم معقول و منقول نقش مهارت بر لوح خاطر نگاشتند . وفور وقوف آن حضرت در فن تاريخ و صنعت انشاء به مرتبه‌اى بود كه قلم سخن‌آرا از تبيين به عجز و قصور اعتراف دارد و كمال بلاغت آن مهر سپهر سيادت در تحرير حكايات و تقرير روايات درجه‌اى داشت كه بيان بنان فصحاء توضيح آن را كما ينبغى از جملهء محالات مىشمارد . تأليف كتاب افادت اياب روضة الصفا بر ثبوت اين دعوى برهانى است معين ، و تلطيف عبارات آن نسخهء فصاحت انتما بر وقوع اين معنى دليلى است مبرهن . و راقم حروف نسبت به آن حضرت علاقهء فرزندى ثابت دارد . و به زبان گستاخى خود را در سلك شاگردانش مىشمارد ؛ سبحان الله ! غلط گفتم انتساب قطره به دريا عين بىادبى است . و اقتباس ذره از خورشيد و الاغايت بو العجبى .
چه نسبت ذره را با مهر انور * نمىشايد خزف در عند گوهر اگر خواهم كه باشد آبرويم * همىگويم كه من شاگرد اويم نه شاگردم غلام كمترينم * به گرد خرمن او خوشه‌چينم
غرض از اظهار اين شرف آن‌كه اگر كلك سخن‌گذار در اين مقام بيش از اين در ذكر مكارم اخلاق و محاسن آداب آن حضرت مبالغه
تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 170 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه