عنايت جز بدنهادى اوباشان نبوده . همانا اينها را براى پاسخگويى بخردهگيران ساختهاند .
در روزنامه حبل المتين مىنويسد : ميرزا عنايت هفتصد تومان اسكناس با خود ميداشت كه در ميان اوباشان از جيبش درآورده به بغلش گذاشت و آنان اين را ديدند ، نيز ساعت او و زنجيرش از زر مىبود ، و اينها اوباشان را بكشتن او واداشت . مىنويسد :
نخست با رولور به او تاخته چند تيرى زدند و سپس با قداره زخمهاى بسيار رساندند ، و چون او بيجان افتاد پسر نقيب پيش آمده و ديگران را بكنار رانده چنين گفت : « ايحضرات مسلمانان شاهد باشيد و در نزد جدم روز قيامت شهادت دهيد كه من در راه دين اول كسى هستم كه چشم مشروطهطلبان را بيرون آوردم » اين را گفت و با كارد چشم آن جوان را كند . سپس او را از درخت آويختند كه هر يكى از اوباشان قدارهاى به او مىزدند .
هم در اين روز به على آقا نام صراف زخمهايى زدند كه تا ديرى در بستر ميخوابيد .
نيز اسمعيل نام شاگرد درزى را تا لالهزار دنبال نموده از پشت سر زخمهاى كارى رسانيدند .
عصر امروز تلگرافهاى شهرها رسيدن گرفت ، و چنان كه ياد خواهيم كرد اين تلگرافها بيش از هرچيزى ، مايه ترس محمد عليميرزا گرديد .
روز چهارشنبه باز هر دو سو در جاى خود مىبودند . امروز انجمن عبد العظيم با گروهى به يارى مجلس آمد ، و بگفته حبل المتين « سه چهار هزار نفر همه مسلح و مكمل » مىبودند . همچنين از شميران و شهريار و ديگر پيرامونهاى تهران تفنگچيانى آمدند .
تلگرافها از شهرها پياپى مىرسيد ، و محمد عليميرزا ناگزير گرديد كه آشتى خواهد ، و از اينرو امروز نظام السلطنه ما فى را كه پيرمردى مىبود بسروزيرى برگزيد كه كابينه برپا گرداند ، و چون وزيران برگزيده شدند شاه نظام السلطنه و آنان را واداشت كه با مجلس بگفتگوى آشتى پردازند ، و چون مجلس با همه چيرگى كه اين زمان يافته بود از شيوهء ناستوده خود دست برنميداشت ، و همچنان خواستار آشتى و آرامش مىبود ، آن شش تن كه از روز نخست برگزيده شده بودند ، روانه دربار شدند كه با وزيران گفتگو آغاز كنند . مجلس چند چيز ميخواست : 1 - سعد الدوله از تهران بيرون رانده شود 2 - امير بهادر از كشيكچى باشيگرى بر كنار و دستش از كارهاى دولتى كوتاه گردد 3 - باوباشان كه بر سر مجلس آمده و يا دستگاه توپخانه را درچيدهاند كيفر داده شود 4 - دويست تن سپاهى براى نگهبانى مجلس ( از جوانانى كه در آن چند روز بپاسبانى مجلس پرداخته بودند ) پديد آورده شود 5 - علاء الدوله و معين الدوله بتهران بازگردند .
اين گفتگو آغاز شده ، ولى دستگاه ميدان توپخانه همچنين برپا مىبود ، مگر اوباشان بزشتكارىهاى گذشته نميپرداختند . روز پنجشنبه اينان چادرهاى خود را فرو
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 515
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥١٥