آذربايجان ويرانه ، و زنان و فرزندانشان را دستگير خواهند گردانيد .
اين تلگراف نيز بجا افتاد ، و چنان كه ديديم در نتيجه اين بود كه ملايان و اوباشان از بازماندن در ميدان توپخانه به بيم افتاده چادرها را خوابانيدند و بدربار پناهيدند ، ليكن محمد على ميرزا چون ميترسيد نگهدارى آنان در دربار نيارست ، و گفتيم كه دوباره بميدان بازگشتند . كنون رويه برخى تلگرافها را در پايين ميآورم :
« از قزوين به تبريز ( 13 ذو القعده ) - حضور مبارك انجمن محترم مجاهدين » « آذربايجان كثر اللّه امثالهم شيخ فضل اللّه باشتباه تفتيش ( ؟ ) و بتحريك دولت ميدان » « توپخانه را گرفته بنيان مشروطيت متزلزل تمام طهران و قزوين تعطيل عمومى تلگرافخانه » « طهران توقيف جان وكلاء در معرض تلف مجاهدين تا آخرين قطره خون حاضر بجنبيد » « كار از دست ميرود منتظر جواب انجمن مجاهدين قزوين . »
« از رشت به تبريز - حضور اعضاى محترم انجمن نصرت آذربايجان شيد اللّه اركانه » « اركان دار الشورى در تزلزل حضور وكلاء طهران در تلگرافخانه غيرممكن است » « از طرف دولت اقدامات قولى و فعلى مىشود تعطيل عمومى شد و اقدامات مجدانه را حاضر » « ثبات قدم لازم اجتماعيون عاميون . »
« از تهران به تبريز - اساس مشروطيت متزلزل مجلس شوراى ملى دوچار حملات » « مستبدين پنجهزار تفنگدار از فداييان ملت بامهاى مجلس را سنگر كرده متوقف » « ادارات دولت و بازارها تعطيل عمومى طهران نمونهء محشر از اطراف متصل مردم » « بهواخواهى وارد ميشوند حيات عاريت جان نثار كه پنجروز است متزلزل باقى نتيجه » « كار را اطلاع ميدهيم ( تقىزاده ) »
« از تبريز به همه شهرها - شاه موافق قانون مشروطيت ذكر قسم و حالا نقض عهد » « ملت آذربايجان او را به جهت اين خيانت از سلطنت خلع و به قناسل و نجف اطلاع شما هم » « او را خلع و سفارتخانهها را اطلاع دهيد ( انجمن ملى تبريز »
« از رشت به همه شهرها - وكلاى دار الشورى دچار مخاطرات لذا اهالى گيلان با » « تمام قواى خود در شرف حركت بطهران شما هم حركت نموده وكلا را از مخاطرات برهانيد »
« ( انجمن ملى رشت ) »
« از تبريز بطهران - حضرت مستطاب آقاى تقىزاده عجالتا هزار مجاهد سواره » « مسلح مكمل با استعداد كامل حاضر در حال عزيمت و فدا نمودن جان بيمقدار خودشان » « هستند منتظر اجازه ميباشند . طرفداران دار الشوراى كبرى . »
« از تبريز بطهران - بعموم صاحب منصبان سرباز و توپچى و سوار غيور آذربايجان » « عرض مينماييم كه اى هموطنان و اى برادران دينى دو سال است همه قسم سختى كشيده » « اول پله مشروطه را قدم گذاشتيم و شماها رفتهايد كه ماها را آسوده داريد ديشب » « خبر رسيده كه چند نفر مستبد از خدا بى خبر دور اعليحضرت را گرفته و شما را آلت كار »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 518
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥١٨