تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
نميخواست ، و همچنين دودل مىايستاد . گفته ميشد سعد الدوله گفته دو توپ : بسر بهارستان فرستاده و با بمباران مجلس را پراكنده سازند ، ولى محمد عليميرزا به آن خرسندى نمىداد و ميتوان گفت كه از برانداختن مشروطه باك مىداشت و آشكاره به آن دليرى نمىنمود .

آدمكشى در ميدان توپخانه

امروز در ميدان توپخانه خون نيز ريخته گرديد . ميرزا عنايت نام جوان زنجانى كه بميان ايشان رفته ، همچون ديگران ، گوش بياوه بافيهاى سيد محمد يزدى ميداد ، با دست اوباشان تكه‌تكه گرديد . انگيزه داستان روشن نيست . ميدانيان مىگفتند : نخست او تير انداخت و بكيفر آن بود كه كشته گرديد ، ولى مشروطه‌خواهان اين را نپذيرفته او را بيكباره ستمديده و بيگناه ميشماردند . نويسنده حاجى شيخ فضل اللّه چنين مىنويسد : « عصر يوم يازدهم سيد محمد آقا بالاى منبر بود و ميدان توپخانه پر بود از مردم از هر قبيل خود اين بنده نيز پاى منبر ايستاده بودم يكنفر از بين زنها بلند شد و ششلول بيرون آورده به طرف سيد كه روى منبر ايستاده بود دست او را گرفتند . با اينكه دست او را گرفته بودند سه تير به طرف سيد خالى كرد ولى به سيد نخورد طولى نكشيد كه اين شخص را مردم با قداره پاره‌پاره كردند و جسد او را بدرخت ميدان مشق آويزان كردند در بين اينكه مردم مشغول به اين شخص بودند ، از طرف ديگر مجلس شخصى شش لول توى اين جمعيت خالى كرد او را عقب كردند او خود را باطاق حاجى سيد على آقا انداخت مردم عقب كردند حاجى سيد على آقا نگذاشت به او صدمه بزنند . امروز بلوا خيلى بزرگ شد . گفتند يكنفر ديگر نيز كشته شد ولى صدق و كذبش معلوم نشد . بهر حال اين خبر به حضرت حجة الاسلام رسيد ايشان فرستادند جنازهء مقتول را از درخت پايين آورده و او را دفن نمودند » . حاجى ميرزا ابو طالب نيز در آن نامه‌اش مىنويسد : « اما قتل نفس كه نوشته است ( گويا يكى از روزنامه‌ها ) بنده در آن روز نبودم دو نفر در مجمع تير خالى كرده بودند يكى بسرباز خورده بود كه گويا هر دو را كشتند . يكى ديگر چادر زنانه در سرش بوده ميان زنها نشسته تيرى بجانب آقا سيد على خالى كرده بود نخورده بود زنها او را گرفته بودند و مردم او را كشته بودند من در خانه جناب آخوند ملا محمد . . . بودم وضو مىگرفتم صداى دو تير را شنيدم عقب تير شليك تفنگ شد هركس را فرستادم از ترس نرفت هايهوى بلند شد بعد معلوم شد اينطور بوده است . محاربى را كشته‌اند . اين قتل نفس محترم شده ، الا لعنة اللّه على الكاذبين » اين نوشته‌هاى ايشانست . ولى به آسانى نتوان باور كرد ، بويژه با ناسازگارى كه در ميان دو نوشته مىباشد . از آنسوى چنان كه خواهيم آورد ، در بازپرس و رسيدگى كه از صنيع حضرت و همدستان او كرده شد ، دانسته گرديد انگيزه كشته شدن ميرزا