آوردند و مردم را پراكنده گردانيده پ 159 ميرزا سليمانخان ( از پيشروان آزاديخواهان تهران ) ملايان خود با اوباشان بدربار پناه بردند كه شب آدينه را در آنجا مى - بودند . ولى روز آدينه را دوباره بازگشته در ميدان چادر افراشتند ، و باز گروهى را بر سر خود گرد آوردند . انگيزهء اين رفتن و بازگشتن آن بوده كه چون تلگرافهاى تبريز بسربازان آذربايجانى رسيد ، و آنان را از پشتيبانى به بدخواهان بازگردانيد ( چنان كه آن تلگرافها را خواهيم آورد ) ، و از آنسوى محمد عليميرزا نيروى ايستادگى را از دست داده با شتاب بآشتى ميكوشيد ، ملايان و اوباشان ماندن خود را در ميدان بيم آور ديده بدربار پناهيدند . ليكن از آنسوى وزيران بودن آنان را با گفتگوى آشتى كه در ميان ميبود ناسازگار يافته بماندنشان در آنجا خرسندى ندادند ، و اين بود ناگزير مانده دوباره بازگشتند ، و خواهيم ديد كه با چه رسوايى دوباره از اينجا رفتند .
يك كار بسيار بجايى كه انجمن تبريز كرد
روز يكشنبه كه در تهران آشوب برخاست محمد عليميرزا دستور داد كه بشهرها آگاهى دادند ، كه چون كابينه به هم خورده هركس از فرمانروايان هر سخنى دارد يكسره به خود شاه رساند ، نيز دستور داد كه تلگرافخانهها آگاهى از آشوب به هيچ شهرى نرسانند ، گويا همانروز نخست بهبهانى و طباطبايى تلگراف كوتاه پايين را بتلگرافخانه فرستادند كه به همه شهرها رسانده شود :
« مفسدين اقدام بمخالفت ، دولت درصدد خلف عهد . »
همچنين نمايندگان آذربايجان تلگراف پايين را فرستادند :
« انجمن ملى تبريز مجلس مبعوثان و مشروطه در مخاطره ، امير بهادر جنگ و سعد - « الدوله در تصور قتل و غلبه بمجلس مبعوثان و وكلاء اقدام علاج فوق العاده لازم . »
ولى همانا اين تلگرافها رسانده نشد . چيزى كه هست چون در تلگرافخانه