بسيار از مشروطه مىكردند ، نويسنده حاجى شيخ فضل اللّه در نامهاش به پسر او مىنويسد :
مردم بارها ميخواستند بمجلس تازند و آنجا را بهم زنند ، و سيد محمد يزدى و ديگران همين را آرزو مىكردند . ليكن حاجى شيخ فضل اللّه خرسندى نميداد و از آنان جلو مىگرفت . مىبايد گفت : اين سخن نيمش راست و نيمش دروغست . اين راستست كه سيد محمد و ديگران ويرانى مجلس را ميخواستند و مردم نيز آماده ريختن به آنجا مىبودند ، ولى از محمد عليميرزا دستور نمىيافتند نه اينكه حاجى شيخ فضل اللّه جلو مىگرفت .
محمد عليميرزا از يكسو اين آشوب را برانگيخته ، و از سوى ديگر سودجويى از آن پ 158 نظام السلطنه ما فى
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 513
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥١٣