تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
گيرد و بشورندگان كيفر دهد ، امير نظام نپذيرفته و از كار كناره‌جويى نمود . كمپانى ناگزير شده خواست دلجويى نمايد و چنين پيش‌نهاد كه كاركنانش در آذربايجان جز از آذربايجانيان نباشد ، ولى مردم اين را نپذيرفتند و در شور و تكان ايستادگى نمودند . پس از تبريز اسپهان بتكان آمد ، و پس از آن در تهران شور و جنبش پيدا گرديد . در همه‌جا علما پيشگام بودند . در تبريز حاجى ميرزا جواد ، و در اسپهان آقا نجفى ، و در تهران ميرزا محمد حسن آشتيانى و ديگران پا در ميان داشتند . از سامرا مجتهد بزرگ ميرزا محمد حسن شيرازى تلگراف بشاه فرستاد و زيانهاى امتياز را باز نمود و درخواست بهم زدن آن را كرد . « 1 » گرفتارى بزرگ شده و شاه نميدانست چكار كند . نخست خواست فروش در درون كشور را از كمپانى باز پ 3 ميرزا محمد حسن آشتيانى گرفته و تنها فروش در كشورهاى بيگانه را به آن سپارد . ليكن مردم و علما به اين خرسندى ندادند و از كوشش باز نايستادند . علما يكراه ديگرى انديشيدند ، و آن اينكه بكمپانى كارى ندارند و مردم را از كشيدن چوپوق و غليان بازدارند و اين بود ميرزاى شيرازى فتواى به حرام بودن غليان و چوپوق داد و همين كه اين فتوى بتلگراف بشهرها رسيد مردم در همه‌جا از خرد و بزرگ و از زن و مرد ، و از توانگر و بيچيز آن را پذيرفتند و به يك بار همه دكانهاى توتون و تنباكوفروشى را بسته و غليان و چوپوق را
هامش
( 1 ) آن تلگراف و ديگر تلگرافها كه در اين‌باره ميانهء دولت و علما آمدوشد كرده در تاريخ بيدارى ايرانيان آورده شده .