تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
« صلاح دولت روس در مشرق زمين آنست كه على الدوام با دولت ايران از در مسالمت و » « مواده و مجامله برآيد و سخت‌گيرى و مخاصمت ننمايد و در ضمن همه وقت منح و سماح » « اعليحضرت شاهنشاه اسلام پناه را در اترك و اراضى تركمانيه و جايهاى ديگر خاطرنشان » « ايشان مىنمودم چون دانستم كه اينمطلب اصلى مسجل شد و مقبول گرديد و از براى ايشان » « انحراف رأى روى داد و آتش غضبشان فرونشست در آنوقت مقاصد جناب وزير اعظمرا » « پيش نهاده گفتم وزير اعظم بنفس خود در مونيك به من گفتند بشما تبليغ كنم كه ايشان حاضرند » « اگر شما طريقى نشان دهيد كه موجب حرب و سبب غرامت نگردد مسئله كارون و بانك و » « معادنرا حل نمايند و موازنه سابقه كه در ميان دولت روس و ايران و انگليس بود دوباره » « برقرار كنند و در تلو اين مطلب اينقدر كه ممكن بود در تبرئه ذمه جناب وزير اعظم و » « حسن مقاصد ايشان در حق دولت روسيه كوشيدم چنانچه دوباره هم اين مطالب را از » « پطرزبورغ بايشان نوشتم مسيو كيرس و مستشارهاى ايشان پس از آنكه مكرر از حسن » « مقاصد و نيات عزم جناب وزير اعظم پرسيدند گفتند كه ما بايد در اين مسئله با وزير جنگ » « و وزير ماليه اولا مشورت كنيم و به امپراطور حاصل مشورت خود را عرضه نماييم و بعد » « از آن اگر طريق سياسى يافت شد كه بدان توان حل مسئله را نمود بشما شفاها خواهيم » « گفت كه بنهج جواب بجناب وزير اعظم برسانيد البته اگر اين مسئله بنهجى حل شود كه » « موجب مخاصمه در ميان دولت ما و دولت ايران نگردد بهتر است پس از چندين بار مشورت » « دو مسلك پلتيك يكى از براى خود و يكى از براى جناب وزير اعظم تعيين نموده و به من » « گفتند كه اگر جناب وزير اعظم ميخواهند ابواب خطرهاى آينده را ببندند در جواب » « رسالت اين دو مسلك را بديشان از طرف ما تبليغ كن و چون هريك از ما خط حركت پلتيك » « خود را بر آن دو مسلك معين قرار دهيم مسئله به خودى خود بلا غرامت و بلا جدال حل » « شده سبب رضايت همه خواهد بود اين عاجز شادان و خرسند شدم كه به قوت الهيه بتنهايى » « توانستم پس از اطلاع تام از مسالك سياسيه خفيه روس در مشرق زمين خدمتى به دولت » « اسلام نمايم و وزير اعظم را از خود خشنود كرده باشم چون بطهران رسيدم خارج شهر » « توقف نموده بجناب وزير اعظم اطلاع دادم جناب ايشان خانه حاجى محمد حسن امين الضرب » « را معين نمودند كه در آنجا فرود آيم و نجل ايشانرا مهماندار مقرر نمودند و اين عاجز » « مدت سه ماه تمام از جاى خود حركت نكردم به غير از يك بار و آن هم بعد از يك ماه كه عز » « شرف حضور حاصل شد و بدان نويدهاى ملوكانه مفتخر گرديدم و در اينمدت جناب وزير » « اعظم بهيچگونه از اين عاجز سئوال نكردند كه در پطرزبورغ چه واقع شد و جواب آنمسئله » « كه ترا براى آن بدانجا فرستادم چه شد بلى در اين مدت چند بار بعضى از حاشيه خود را » « براى احوال‌پرسى فرستادم وعدهء ملاقات مفصل ميدادند چون مدت طول كشيد از كيفيت » « مسئله سئوال شد در جواب گفتم كه تا هنوز از وزير اعظم استفسار نشده است و سببرا هم » « نميدانم در وقتى كه اهمال جناب وزير اعظم بوزارت روس معلوم گرديد با آن همه محاجات »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 13 | احمد كسروى تبريزى