تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
« و ينصركم بالحكمة و يشيد دولتكم بقدرته و يحرسه عن كيد الخائنين آمين . العاجز » « جمال الدين الحسينى . »

آغاز بيدارى در توده ايران

گفتيم در سالهاى بازپسين پادشاهى ناصر الدينشاه امتيازهايى ببيگانگان داده شد . نخست در زمان سپهسالار امتياز كشيدن راه آهن از بوشهر تا گيلان بانگليسيان داده شده بود ، كه مىبايد آن را از لغزشهاى سپهسالار شمرد . اين امتياز به كار بسته نشد و پس از ده و اند سالى پس گرفته شد و از ميان رفت . ولى در سال 1268 ناصر الدينشاه امتياز - هاى ديگرى داد كه شناخته‌ترين آنها « امتياز توتون و تنباكو » بود . مردم زيان اينها را نميدانستند ، و تا آن زمان توده را پرواى سود و زيان كشور كردن ، و در كارهاى دولتى بچون و چرا برخاستن در ميان نبوده . ولى چون اينها پاى بيگانگان را بكشور باز كرد و اروپاييان در ايران فراوان شدند ، مردم بويژه ملايان ديدن آنان نتوانستند و برنجش و گله پرداختند ، و همين ديدهء آنان را باز كرد و در سايهء جنبش و ايستادگى « امتياز توتون و تنباكو » از ميان رفت . اين امتياز ايران را بسيار زيانمند بود . زيرا فروش همگى توتون و تنباكوى كشور ، چه در درون و چه در بيرون . بيكتن انگليسى سپرده ميشد ، در برابر آنكه سالانه پانزده هزار ليره بدولت پردازد و از سود ويژه يك چهار يك دولت را باشد ، در حالى كه در عثمانى كه توتون و تنباكويش كمتر از ايران باشد تنها فروش در درون كشور بيك كمپانى واگزارده شده بود در برابر آنكه سالانه هفتصد هزار ليره بدولت عثمانى پردازد و از سود نيز پنجيك دولت را باشد . ببينيد جدايى تا بكجاست ؟ مردم اين حساب را نميدانستند ، ولى از آنكه بيگانگان پا بدرون كشور ميگشايند بيمناك ميبودند . سپس هم برايشان سنگين مىافتاد كه توتون و تنباكويى را كه ميكارند بيك بيگانه با بهاى كمى بفروشند و سپس با بهاى بسيارى بازخرند . گيرندهء امتياز يكتن بود ولى در لندن شركتى براى آن با 000 ، 650 ليره برپا گرديد ، و از بهار سال 1270 ( 1308 ) كاركنان آن در ايران به كار پرداخت . از گام نخست مردم ناخشنودى نمودند ، و بازرگانان بميانجيگرى امين الدوله بشاه نامه نوشته و دادخواهى كردند . ولى چون شاه و امين السلطان خودشان امتياز را داده و هوادار آن بودند نتيجه از دادخواهى ديده نشد ، و از آنسوى چون كاركنان كمپانى به همه شهرها رفته و به كار پرداخته بودند ، ناخشنودى فزونتر گرديده و كم‌كم رويهء تكان و جنبش به خود گرفت . پيش از همه تبريز به كار برخاست ، و مردم آگهىهاى كمپانى را كه بديوارها چسبانيده بود پاره كردند و بجاى آن نوشته‌هاى شورآميزى چسبانيدند . امير نظام گروسى پيشكار مظفر الدين ميرزا و والى شهر بود وليعهد ازو خواست كه با مردم سخت