تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
چشمى از شاه داشته است .

نامه سيد جمال الدين به ناصر الدينشاه

نامه‌اى از سيد به فارسى در دست است كه مىگويند هنگام بست‌نشينى در عبد العظيم به ناصر الدينشاه نوشته ، و چون آن نامه انگيزهء آمدن سيد را بايران اندكى روشن مىگرداند با همهء درازيش در اينجا مىآوريم : « 1 » « عرضه داشت بسدهء سنيهء عاليه و عتبهء رفيعهء ساميهء اعليحضرت شاهنشاه اسلام پناه » « در ( مونيك ) وقتى كه از شرف وعد احترامات و اجازه مصاحبت موكب همايونى در زمره » « طرب ( ؟ ) بودم در همان محضر سنى جناب امين السلطان وزير اعظم چنان پسنديدند كه » « اين عاجز براى اصلاح بعضى امور ضروريه اولا به ( پطرزبورغ ) رفته پس از انجام آنها » « بايران بيايم اعليحضرت شاهنشاه اقام اللّه به دغامة المدن استحسان فرمودند در شب همان » « يوم الشرف پنج ساعت جناب وزير اعظم به اين عاجز مكالمه نمودند خلاصه‌اش اين شد آنكه » « اولا دولت روسيه و رجال و ارباب جرايد آن را حق نيست كه ايشان را برجلس ( ؟ ) و نشانه » « سهام نمايند و از در معادات و معاندت برآيند چون كه ايشان يعنى جناب وزير اعظم » « مالك و صاحب ملك نيستند و رتق و فتق امور بقدرت ايشان نيست ديگر آنكه مسئله كارون » « و بانك و معادن قبل از ارتقاء ايشان برتبه وزارت عظمى انجام پذيرفته است نهايت اينست » « كه اجراء آن از سوء بخت در زمان وزارت ايشان شده است پس حين ورود پطرزبورغ » « بايد در نزد وزارت روسيه ابراء ذمه و تبرئه ساحت ايشان را بنمايم و تبديل افكار فاسده » « وزراء روس را در حق ايشان داده و حسن مقاصد و نيات ايشان را درباره دولت روس مسجل » « كنم ثانيا از اين عاجز خواهش نمودند كه به ( مسيو كيرس ) رييس الوزراء و وزير دول » « خارجه و مستشارهاى ايشان ( ويلنكالى ) و ( زينوويب ) شفاها بگويم كه ايشان يعنى جناب » « وزير اعظم از براى اثبات حسن مقاصد خود در هر حال حاضرند كه اگر از طرف روس طريق » « اسهلى ارائه شود در ظرف چند روز مسئله كارون و بانگ و معادن را حل نموده به حالت » « سابقه اعاده نمايند اين عاجز چون نجاح مقاصد جناب وزير اعظم را عين رضايت پادشاه » « و خير ملت اسلام ميدانستم به پطرزبورغ عود نمودم و چند نفر را كه در سياسيات مشرق » « زمين با خود هم‌مشرب مىدانستم چون ژنرال ( ابروچف ) در حربيه و ژنرال ( ديختر ) » « در وزارت دربار و ژنرال ( اغناتيف ) سفير سابق روس در اسلامبول و مادام ( نودپكف ) » « كه از خواتين نافذ الكلمه و غالبا در مسائل سياسيه كه ما بين روس و انگليس است » « ميكوشيد با خود متفق كردم و در ظرف دو ماه بيست بار با مسيو ( كيرس ) و با مستشار - » « هاى ايشان ملاقات كردم و پيش از آنكه در مقاصد جناب وزير اعظم شروع نماييم اولا » « در اين سعى نمودم كه بادله و براهين سياسيه و باعانت هم مشربهاى خودم ثابت كنم كه »
هامش
( 1 ) اين نامه را در مقدمهء ( تاريخ بيدارى ايرانيان ) آورده كه ما نيز بدانسانكه هست و با غلطهاييكه مىدارد از آنجا آوريم .