تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
چنان كه گفتيم مجلس ارج خود را از دست داده و خود يك دستگاه بيكاره‌اى شده بود . پس‌فردا پنجشنبه يكم خرداد ( 10 ربيع الثانى ) ، كه تلگرافهاى ديگرى از تبريز ، چه درباره بيدادگريهاى پسر رحيمخان و چه در زمينه داستان نو پديد اكرام السلطان ، رسيده بود نمايندگان آذربايجان بر آن شدند كه داستان اكرام السلطان را كه يكسره بشاه برميخورد پوشيده دارند ، ولى از بيدادگريهاى پسر رحيمخان دوباره بگفتگو پردازند . چنان كه ديديم در نشست امروز بود كه حاجى شيخ يحيى وكيل كرمان سخن از قانون اساسى بميان آورد ، و برخى نمايندگان آن رويه‌كاريها را از خود نموده و درماندگى مجلس را بهمگى نشان دادند . پس از آن گفتگو مستشار الدوله بسخن درآمده دوباره داستان پسر رحيمخان را گفت ، و همه آگاهيهايى كه از تبريز رسيده بود ياد كرد و چنان كه خواهش تبريزيان بود درخواست نمود ، كه رحيمخان را از ايل بيگىگرى بر كنار گردانند ، و او را بند كرده ببازپرس و داورى كشند . حاجى ميرزا ابراهيم آقا سخن او را دنبال كرده گفت : اگر آن تاراج و كشتار با دستور دولت است پس اين مجلس چيست ؟ . . اگر بسر خود است پس چرا از رحيمخان بازخواست نميكنند ؟ . . محتشم السلطنه نماينده اتابك خواست پرده‌كشى كند چنين گفت : « تصور نشود كه صدور اين گونه حركات با اطلاع دولت باشد ايلات حالشان معلوم است . . » سپس گفت : « سردار نصرت تبرى ميجويد . » باز گفت : « البته وزارت داخله برحسب تكليف خودشان اقدام خواهند نمود » . حاجى سيد نصر اللّه بهوادارى ازو برخاسته چنين گفت : « ساحت دولت از اين چيزها منزه است . . . بايد اصلاح راحتى الامكان از دولت بخواهيد » . ولى اين پرده‌پوشيها سودى نداشت و سخن دامنه پيدا كرد ، و تقيزاده پس از سخنانى چنين گفت : « وزيران يا به اين بيدادگريها چاره كنند يا همگى از كار كناره جويند » . حاجى امام جمعه خويى گفت . اينكه ميگويند بدولت بدگمان نباشيم چگونه شود ؟ ! . . . اهر كه داراى چهار هزار خانوار است رحيمخان تا به حال كى ميياريست به آنجا تازد ؟ ! اين گفتگو از پسر رحيمخان و پافشارى وكلاى آذربايجان عنوان داد كه هر نماينده‌اى از آشوب شهر ديگرى بنالد ، و بدينسان نامهاى بسيارى از بيدادگران ، از كهنه و نو ، بميان آيد . وكيل التجار از آشفتگى خلخال و از بيدادگرى شكر اللّه خان گله كرد . سيد حسين از بيدادگرى سالار الدوله كه اين زمان تازه به كار برخاسته بود سخن راند . نمايندگان ديگرى نامهاى عميد السلطنه تالش و قوام الملك و حاجى آقا محسن را بميان آوردند .
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 338 | احمد كسروى تبريزى