تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
« ايل و سوار چليبانلو و احضار پسر رحيمخان بوزارتين آنچه لازم است نوشته و گفته » « شده است با وضع مسامحه دولت نتيجه سريعه را نميتوان اميد داشت لهذا تا ظهور » « نتيجه اقدامات وكلا اهالى آذربايجان را لازم است كه از مدافعه جان و مال و عرض و » « ناموس اولاد وطن غفلت نداشته باشند البته مجلس هم تا دم آخر به تكليف خود عمل » « كرده از تحصيل رفاه ملت صرف‌نظر نخواهد كرد و از اقدامات خودتان در باب مدافعه » « و حفظ نفوس ابناى وطن اطلاع بدهيد اكرام السلطان بدست آمده يا خير چون وقت » « مجلس منقضى مىشود مرخص شده رفتيم ( تقيزاده ) ( احسن الدوله ) ( مستشار الدوله ) ( ميرزا آقا ) » « ( حاجى ميرزا ابراهيم ) . » اين تلگراف چون بمردم خوانده شد همه شادمانى نمودند . چون پرك آمادگى براى نگهدارى شهر داده شده بود مجاهدان در زمان به كار پرداختند و ديرى نگذشت كه شهر رويه سربازخانه‌اى به خود گرفته ، دسته‌هاى مجاهدان با طبل و شيپور و بيرقهاى سرخ آمدن گرفتند . هر دسته‌اى بتلگرافخانه آمده ، و از آنجا به توپخانه گذشته ، و از آنجا بميدان مشق رفته بمشق ميپرداختند . نتيجه كوششهاى چندماه ، امروز نمودار گرديد . امروز بجاى شور و خروش نمايشهاى سپاهيانه در ميان مىبود . پ 99 حاجى آقا محسن عراقى چون مجاهدان به اين كار برخاستند نظام الملك والى نيز ناگزير بكارهايى برخاست او نيز با آگاهى از انجمن كسانى را براى گرد آوردن « فوج بهادران » فرستاد كه دو روزه سربازان را به شهر بياورند . نيز دستور داد توپچيانى كه در شهر ميبودند توپها را بيرون آورده آماده گردانند . همچنين سوارانى كه در شهر ميبودند در شهر گرديده نگهبانى نمايند . شب آدينه خود مجاهدان در شهر گرديده نگهبانى مىنمودند . فردا آدينه از آغاز روز باز نمايشهاى جنگى در ميان بود . دسته‌ها با طبل و شيپور و درفش ، ملايان و - سيدان با شمشيرهاى آخته در جلو ،
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 335 | احمد كسروى تبريزى