تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
ميآمدند ، و از تلگرافخانه و توپخانه گذشته بميدان مشق ميرفتند . در تلگرافخانه شادروان شيخ سليم يا آقا ميرزا على يا ميرزا حسين سخنها به آنان ميراندند . ميرزا جواد ناطق كه از سفر ماكو و ارومى بازگشته بود گفتارها ميراند . امروز شماره مجاهدان يا « سپاهيان توده » بيشتر و دسته‌ها پرشكوه‌تر ميبود و تا هنگام پسين همچنان نمايش ميرفت . امروز تلگرافى از تهران رسيد كه درباره پسر رحيمخان دستياران با وزير داخله و وزير جنگ گفتگو كرده‌ايم . بنظام الملك و همچنين به پسر رحيمخان دستورهاى تلگرافى داده شده ، ولى ما به اين اندازه بس نكرده درخواستهاى ديگرى كرده‌ايم . در اين تلگراف باز خواستار شده بودند بازارها باز شود و غدغنها نموده بودند . فردا شنبه مردم همچنان در تلگرافخانه و آن پيرامونها گرد آمدند . امروز چون مهلت ده روزه كه نمايندگان از تهران ، براى بپايان رسانيدن قانون اساسى ، گرفته بودند بانجام ميرسيد ، انبوهى از مردم همان را دستاويز ساخته شور و خروش بيشتر مينمودند ، و تلگرافهايى را كه از نمايندگان درباره خوانده نشدن قانون نامبرده و بدير افتادن آن رسيده بود ، ناديده گرفته همچنان قانون ميطلبيدند و پافشارى نشان ميدادند ، و كسانى از آنان باطاقهاى دستگاه درآمده به تلگرافچيان پرخاش مينمودند و فرصت كار نميدادند . چون شور و خروش دراز كشيده بود كم‌كم رشته از دست خردمندان بيرون رفته بدست آشوبگران ميافتاد ، و كم‌كم برخى نابسامانيها پديدار ميگرديد . شگفت است كه باربران و اين گونه بيچيزان از پيش‌آمد لذت ميبردند ، و با آنكه در نتيجه نبودن بازار بيكار و بىپول ميماندند با سختى زندگانى ساخته باز شدن بازارها را نميخواستند . اينان معنى قانون اساسى را نميدانستند و با اين همه در طلبيدن آن پافشارى مينمودند . از انجمن تلگراف ديشبى نمايندگان خوانده شد . ولى بجاى سود زيان پديد آمد . زيرا مردم بهياهو برخاسته داد زدند : « تا امضا شدن قانون اساسى بازارها را باز نخواهيم كرد » . تا نزديكى نيمروز اين هياهو ميرفت . ميتوان گفت خواستن قانون اساسى « سودايى » گرديده و بسرهاى كسانى افتاده بود . در اينميان آگاهيهايى كه از قره‌داغ ميرسيد بشور مردم ميافزود انجمن هنگام پسين تلگراف پايين را بتهران فرستاد : « خدمت وكلاى محترم آذربايجان دامت تأييداتهم در باب قتل و غارت پسر » « رحيمخان ديروز مخابره فرموده‌اند از وزارت داخله احكام لازم بحكومت آذربايجان » « و پسر رحيمخان صادر شد اولا تا به حال چنين حكمى از طهران نرسيده اعضاء مفخم » « دار الشورى كبرى و جنابان‌عالى اين مسئله را چنين به نظر حقارت مينگرند كه گويا » « نزاع ملكى ما بين دو نفر مالك واقع شده و مذاكره را براى اصلاح امر و رفع غايله با »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 336 | احمد كسروى تبريزى