ليكن در اين چند روز ترتيبى پيشآمده من كه وزير علوم هستم ميتوانم عرض نمايم كه از روز شنبه بيستم ماه هشت وزراء اينجا حاضر شده مسئوليت لفظى و معنوى را به عهده خواهيم گرفت و در تمامى كارها رفتارمان مثل رفتار وزراى دولت مشروطه خواهد شد . فعلا اتحاد نامهاى را كه در حضور اعليحضرت شهريارى نوشته و يازده نفر كه هشت نفر آن وزير و مسئولند مهر كردهايم در اينجا قرائت مىكنم مسبوق باشيد . . . »
سپس نوشتهاى را بيرون آورد كه وزيران در آن ، « بشرف و ناموس خود » سوگند خورده و خدا را گواه گرفته بودند كه از آن پس هميشه با مجلس همراه بوده و « ريشه اختلال » را از كشور بكنند و مال و داراك در اين راه دريغ ندارند . شاه نيز در كنار نوشته بود :
چنان كه در متن نوشته و مهر كردهايد برويد و متحدا و متفقا اسباب سعادت دولت و ملت را فراهم آوريد .
پ 74 حاجى رحيم آقا باكوچى اين سخنان با آن نوشته نه چيزى بود كه در شنوندگان نهنايد و آنان را دلگرم نگردانند . با اينهمه برخى نمايندگان بدگمانى نموده ميگفتند : « دربار تاكنون چند بار ما را فريب داده و ميترسيم اين بار مانند آنها باشد » ، حاجى مخبر السلطنه باز گفتار درازى راند و دلگرمىها داد و چنين گفت : « آن روز اعليحضرت شهريارى راضى نبود و همه روز در صدد اخلال اين امر مقدس كار ميفرمود .
ولى اين مرد را خداوند فرستاده .
اعليحضرت شهريارى خواست به خيال اينكه بيايد و كارى بكند . ولى او آمد و خاطر خطير همايونى را خالى كرد و از شبهه و خيال ناهمراهى بيرون آورد . از امروز شاه خود را حاضر كرده باتفاق مجلس كار كند و انشاء اللّه آثارش را هم خواهيد ديد . . . » اين سخنان همه را خاموش گردانيد . همانا زيركى و چربزبانى اتابك حاجى مخبر السلطنه را هم فريفته بوده .
روز شنبه اتابك با هفت وزير بمجلس درآمدند . نخست اتابك با آن زبان نرم و
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٥٦