تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمهء ناشر 20

مساهمون:

صمقدمهء ناشر ٢٠
حيدر عمو اوغلى را در ارتباط با سوءقصد دستگير نمود . هرچند عاملين اصلى ، همانها بودند ( 543 ) اما روزنامه‌ها و مشروطه‌خواهانى كه با حيدر خان و كميته باكو تماس داشتند با هياهو ، مانع محاكمه گشته و آنها آزاد شدند « * » . مجلس نيز نه‌تنها عاملين را نيافت و ماجرا را دنبال نكرد بلكه به اين عنوان كه شهربانى براى يافتن آنها به منازل مردم ريخته و قانون‌شكنى نموده ، علىرغم ميل شاه ، حاكم تهران و رئيس شهربانى را به محاكمه طلبيدند . اين موضعگيرى مجلس طبعا به معناى بىتفاوتى نسبت به سوءقصد و بعضا جانبدارى از مسببين احتمالى واقعه بود كه در نهايت رشته‌هاى تفاهم و آشتى بين شاه و مجلس را از هم مىگسست و بار ديگر آن دو را در مقابل هم قرار مىداد « 39 » . اين سوءقصد كه به تحريك كميته باكو و انجمن آذربايجان صورت گرفت جز اين هدفى بدنبال نداشت . در آن صورت استدلال انجمن آذربايجان و نمايندگانشان كه شاه را مخالف مجلس مىدانستند و تفاهم اكثريت نمايندگان را نشانه ساده‌لوحى مىپنداشتند به كرسى مىنشست و مشى ستيزه‌جويانه آنها با شاه و دولت ، جانشين سياست تفاهم و آشتى مىگشت . شاه نيز طى نامه‌اى به مجلس با اشاره به حوادث مذكور نوشت : « هرچه گفتند شنيديم و هرچه خواستند كرديم و از هر حركت زشت و ناپسندى تجاهل و اغماض نموديم . . . آيا نمىدانيد كه نمىخواهند رابطه و اتحاد حقيقى در ميان دولت و ملت برقرار بماند ؟ » ( ص 584 - 585 ) . روابط شاه و مجلس بار ديگر به سردى گراييد . در اين ميان روزنامه‌ها نيز همصدا با تندروان ، از هر زمان بيشتر پرده‌درى مىكردند و آشكارا از محاكمه و اعدام شاه سخن مىگفتند و ماجراى اعدام لويى شانزدهم را خاطرنشان مىساختند . كسروى گرچه بر اين عقيده است كه « محمد على ميرزا از گام نخست با مشروطه بدخواهى مىنمود » ( ص 577 ) اما بلافاصله مىافزايد كه مدتى شاه « از برانداختن مجلس نوميد گرديده ، ديگر نقشه‌اى را دنبال نمىكرد . لكن پيشامدهايى كه يكى از آنها داستان بمب‌اندازى و ديگرى بدزبانيهاى [ روزنامه ] مساوات و ديگر روزنامه‌ها بوده او را به تكان آورده و بار ديگر به انديشه برانداختن مجلس انداخت . » ( ص 578 ) . در چنين زمانى كه امكان هرگونه تفاهمى از ميان رفته بود ، اوضاع به دست كسان آشوب‌طلبى افتاده بود كه در انتظار چنان روزى بودند . كسروى در اينجا به نكته مهمى اشاره دارد . وى مىنويسد چون در اين زمان سياست روسيه و انگلستان چنين ايجاب مىكرد كه محمد على شاه در مسندش
هامش
( * ) كسروى در تمجيد از اين اقدام حيدر عمو اوغلى مىنويسد : « اين . . . مىرساند كه او يك شورشخواه ( انقلابى ) راست و شايانى مىبوده و به كارهاى بزرگ مىكوشيده . پس از كشتن اتابك اين دومين شاهكار او مىبود كه اگر پيش رفتى هر آينه نتيجه‌هاى بزرگى را در پى داشتى . » ( ص 543 ) ( 39 ) . تقىزاده در يكى از مقالاتش به نام « تاريخ اوايل انقلاب مشروطيت ايران » راجع به واقعه بمب‌اندازى ، از محمد على شاه با ملايمت صحبت مىكند و مىگويد كه نسبت به او بىعدالتى شده و پس از اينكه بسوى او بمب انداختند ديگر شانس آشتى از بين رفت . ( به نقل از : پيدايش و تحول احزاب . . . ، ص 23 )