شد دو تن از نمايندگان آذربايجان شركت داشتند .
پس از پايان يافتن كار متمم - كه ترجمهاى از قانون اساسى فرانسه بود - قرار شد تا كميسيونى مركب از علما و از جمله شيخ فضل اللّه آن را با موازين اسلامى مطابقت دهند « 36 » . در اينجا بود كه توطئه همه جانبهاى از درون و بيرون مجلس صورت گرفت تا كار اين كميسيون را مختل سازد .
اقليت تندرو مجلس به رهبرى تقىزاده ، مخالف هرگونه دخل و تصرفى توسط علما در متمم بود . از همينرو بود كه وى و ديگر نمايندگان آذربايجان با اصل 2 پيشنهادى شيخ فضل اللّه شديدا مخالفت نمودند . گرچه او بارها مىكوشيد تا با دفاع از اسلام و مشروطيت ، منظور اصلى خود را پنهان سازد « 37 » . اما بسيارى از نمايندگان و مردم او را به خاطر مخالفتش با نظارت علما ، بيدين مىدانستند ( ص 324 ) .
تقىزاده با ارسال تلگراف و نامههاى رمزى به تبريز ، انجمن را در جريان كار مجلس قرار مىداد و آنها را به بستن بازار و دكاكين و تحصن در تلگرافخانه و . . . دعوت مىنمود و از سوى ديگر وانمود مىكرد كه در برابر تقاضاى موكلين خود كه خواهان تصويب فورى متمم قانون هستند كارى نمىتواند انجام دهد . وى گرچه يك بار ظاهرا آشوب مردم تبريز را محكوم نمود ( ص 211 ) اما بعدها خود اقرار كرد اغتشاشى كه يك هفته در تبريز به طول انجاميد به تحريك او بوده است . « 38 »
وى و ديگر نمايندگان آذربايجان ، كميسيون مطابقه را حيله دربار و به نفع محمد على شاه مىدانستند و از اينرو اهالى آذربايجان را به مطالبه و يا تصويب فورى متمم تحريك مىكردند . كسروى در اينباره اطلاعات جالبى بدست مىدهد اما او كه خود طرفدار مشروطه غربى است در تحليلش ، حق را به نمايندگان و انجمن آذربايجان مىدهد كه نمىگذاشتند قانون اساسى رنگ شريعت به خود گيرد .
كسروى غرض اصلى انجمن را از به راه انداختن اعتصاب و تحصن چنين مىداند :
« . . . اينان از همان مىترسيدند كه قانون اساسى به دست علما افتد كه يا آن را تباه گردانده ، يك قانون اساسى بىارجى بيرون دهند و يا دوتيرگى به ميان انداخته بهانه به دست دولت اندازند . اين بود كه به خروش و ناخشنودى برخاسته چنين مىگفتند : مگر ملت قانون مذهبى و عبادات از دولت مىخواهد كه محتاج مباحثات علمى باشد . ما قانون اساسى مشروطهاى را كه در تمام دولتهاى مشروطه مجريست مىخواهيم . قانون شرع را هزار و سيصد و اند سال پيش پيغمبر ما آورده و در دست داريم . » ( ص 309 ) وى ادامه مىدهد : « راست است كه آزاديخواهان تبريز دليرانه « قانون مشروطه اروپايى » را مىخواستند و آشكاره سخن خود را مىگفتند ، [ اما ] چيزى كه هست اين سخن جز از دلهاى پيشروان برنمىخاست و چنان كه گفتيم ديگران آن را نافهميده بر زبان مىآوردند
هامش
( 36 ) . رسائل ، اعلاميهها . . . ، ص 145 - 147 .
انتخاب اين كميسيون نشاندهنده موارد غيراسلامى و احيانا ضداسلامى برخى اصول متمم بود . از همينرو بود كه رئيس مجلس ، صنيع الدوله ، نيز خواستار تجديد نظر علماى نجف در آن بود ( ص 370 ) .
( 37 ) . پيدايش و تحول احزاب . . . ، ص 93 .
( 38 ) . همان ، ص 196 .