تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمهء ناشر 19

مساهمون:

صمقدمهء ناشر ١٩
كه اگر فهميدندى بيشترشان دودل ايستادندى و يا آنان بسوى ديگر گردانيدندى . » ( ص 325 ) . حسن كار كسروى در اين كتاب همين است كه گرفتار ذهنيت روشنفكرانه‌اى كه مورخين متأخر بدان دچار شدند ، نگشته است . وى گويندگان اصلى سخن را نشان مىدهد و كلام خواص را بر زبان عوام جارى نمىسازد . خلاصه آنكه به زودى معلوم گشت كه آشوب تبريز جز ايجاد مانع در راه كميسيون مطابقه و نيز تحريك شاه و دربار به مقابله با مجلس نيست . بدين علت بود كه نمايندگان مجلس ، اعتصاب و تحصن مردم تبريز را آشوب‌طلبى مىدانستند و طباطبايى و بهبهانى نيز از تندروى انجمن آذربايجان و رفتار ناشايست آن با مجتهد گلايه مىنمودند ( ص 200 ) . نظر كسروى پيرامون مجلس و شاه و دربار همان نظر نمايندگان آذربايجان است : داشتن قانون مشروطه‌اى به سبك غرب و از موضع قدرت ( نظامى ) با شاه و دولت برخورد - كردن . وى از طباطبايى و بهبهانى از اينكه « خرسندى به آمادگيهاى جنگجويانه نمىدادند » انتقاد كرده ( ص 392 ) و آنها را به خوش‌بينى و محافظه‌كارى و حتى ارتباط داشتن با دربار متهم مىكند ( ص 393 ) . حقيقت آن است كه دو سيد و اغلب نمايندگان از يكطرف به خاطر نرمشى كه در شاه ديده بودند و از طرف ديگر به خاطر ضعف و دو دستگى در مجلس و نيز آشفتگى در امور كشور ، راه تفاهم و مدارا با شاه و دولت را پيشنهاد مىكردند و از هرگونه برخورد خصمانه با شاه احتراز داشتند و از همكارى دولت و مجلس استقبال مىكردند در حالىكه جسارت نمايندگان آذربايجان و فشار انجمن ، نه به جهت سامان يافتن اوضاع بلكه - همانطور كه كسروى متذكر مىشود - به خاطر برانداختن محمد على شاه بوده است ( ص 330 ) . * * * پس از چند ماه اختلاف بين شاه و دولت با مجلس ، سرانجام شاه از در آشتى با مجلس در آمد بويژه آنكه طباطبايى و بهبهانى و اكثريت نمايندگان ، خواهان چنان تفاهمى بودند . بدين منظور در حضور طباطبايى و بهبهانى و جمعى از نمايندگان ، ضمن اظهار گلايه از روزنامه‌ها و آزاديخواهان ، سوگند خورد كه از مشروطيت دفاع كرده و قانون اساسى را محترم دارد ( ص 529 ) كه اين نيز با استقبال مجلس روبرو گشت . همچنين دولت براى نشان دادن حسن نيت خود ، بنا به دستور مجلس قوايى براى سركوبى شورشيان ورامين فرستاد . تفاهم و آشتى بين شاه و دولت با مجلس طبعا به منزله درستى نظر اكثريت نمايندگان مجلس بود كه خواهان چنان تفاهمى بودند و از طرفى به مثابهء نادرستى نظرات اقليت مجلس و بويژه نمايندگان آذربايجان بود كه راه دشمنى و ستيزه با شاه را مىپيمودند . كسروى بدون ارائه دليلى اين تفاهم را نيرنگ دربار مىداند و به جرياناتى كه منجر به برهم خوردن اين تفاهم شد اشاره‌هاى جالبى مىكند . چند صباحى بيشتر از اين آشتى نگذشته بود كه با نارنجك به شاه سوءقصد شد اما وى جان سالم بدر برد . مجلس اين سوءقصد را محكوم كرد اما شاه از آن خواست تا مسببين را پيدا كند . شهربانى نيز جستجوهاى وسيعى آغاز كرد و چند نفر آذربايجانى و از جمله
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمهء ناشر 19 | احمد كسروى تبريزى