تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
سئوال و جواب هستند اينها هستند » ميرهاشم دوچيى پرسيد : « پس آن وزراى ديگر چيست ؟ . . . » پاسخ داد : « وزراء بر دو قسمند : وزراى لقبى ، وزراى شغلى . » گفتگو بسيار شد . پ 60 مشير السلطنه ( وزير عدليه ) نمايندگان هرچه پرسيدند حاجى محتشم السلطنه يك پاسخ سرسرى داد راستى اين بود كه محمد عليميرزا مجلس را خوار مىگرفت و چنين مى - خواست كه پدرزن خود كامران ميرزا را در وزير جنگى نگه دارد بىآنكه كسى بتواند ازو باز پرسى كند . همچنين مسيو نوز و ديگر هم - شهريان او را در آن كارهايى كه ميداشتند بگزارد بىآنكه مجلس يا وزير ماليه بتواند از آنان حساب خواهد يا بازخواست نمايد . پس از همه ، مجلس را از نيرو انداخته وزيران را به زير دست آن ندهد ، و خود در زير دست نگه دارد . معنى اينها از ميان بردن مجلس و برانداختن مشروطه ميبود . يك مجلسى در ميان خواستى بود ولى تنها براى قانون گزاردن و بى هيچ نيرويى . بدينسان محمد عليميرزا آنچه را كه پدرش داده بود پس ميگرفت . مجلس خواسته بود وزيران را زير دست خود گرداند و نوز را از كار براندازد محمد عليميرزا نيرنگى پيش ميآورد كه خود آن را بيكاره گرداند .