تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
پس از گفتگوها ، نامه‌اى از سوى مجلس بصدر اعظم نوشتند كه وزيران را بمجلس بشناساند و زمينهء كار و اندازه پاسخدهى هر يكى را روشن گرداند . از اين دو نتيجه را ميخواستند : يكى آنكه نوز كه او را بمجلس نتوانستندى شناسانيد از وزيرى برافتد . ديگرى اينكه وزيران خود را در برابر مجلس پاسخده شناسند و هر زمان كه مجلس خواستشان بيايند . در نتيجه اين نامه روز پنجشنبه دهم بهمن ( 16 ذى الحجه ) هشت وزير كه ( سپس نامهاى ايشان را خواهيم آورد ) بمجلس آمدند ، و صدر اعظم نويد داده بود كه در نشست ديگر خود نيز بيايد . با وزيران گفتگو بميان آمد . ولى نتيجه‌اى كه خواسته ميشد بدست نيامد . وزيران پاسخدهى را در برابر مجلس به گردن نگرفته و نبودن قانون را بهانه آوردند ، هنگاميكه پرسيده شد : آيا جز از اين هشت تن وزير ديگرى هست ؟ . . وزير داخله پاسخ داد : « اين مطلب را بايد از صدر اعظم پرسيد » . از ناصر الملك دربارهء گمرك پرسيده شد كه آيا پاسخدهى آن اداره را به گردن خود ميگيرد يا همچون آن روز از گردن مياندازد ، پاسخ گفت : « ترتيب ديروز و امروز همانست فرقى نكرده » . بدينسان مجلس بىنتيجه بپايان رسيد .

شناسانيدن وزيران بمجلس

روز سيزدهم بهمن‌ماه ( 19 ذى الحجه ) چون مجلس برپا گرديد حاجى محتشم السلطنه از سوى صدر اعظم به آنجا آمد و « نظامنامه مجلس سنا » و « امتيازنامه بانك ملى » را با خود آورد ، و نامه‌اى از صدر اعظم رسانيد كه در آن وزيران را شناسانيده و كار هر يكى را نشان داده بود ، بدينسان : مشير السلطنه وزير عدليه ، ناصر الملك وزير ماليه ، علاء السلطنه وزير امور خارجه ، وزير افخم وزير داخله ، علاء الملك وزير علوم ، فخر الملك وزير تجارت . دبير الدوله وزير لشكر ، مهندس الممالك ، وزير معادن و طرق و شوارع . . . چنين نوشته بود : « آنها مسئول ذات اقدس همايونى هستند و هروقت وجود آنها لازم باشد در مجلس خودشان يا معاون ايشان حاضر خواهند شد » . نمايندگان در پيرامون اين نامه بگفتگو پرداختند و در چند زمينه سخن بميان آمد : نخست درباره « وزير لشكر » ايراد گرفتند . چگونگى اين بود كه از ديرباز وزير جنگ كامران ميرزا بود . و كنون ميخواستند همو وزير جنگ باشد ، ولى او را بمجلس نمى - شناسانيدند ، و بجاى او ديگرى را بنام « وزير لشكر » مىشناسانيدند . دوم بپاسخدهى وزيران در برابر شاه ايراد گرفتند . زيرا معنى آن پاسخده نبودن آنان در برابر مجلس ميبود . محتشم السلطنه پاسخ داد . شما قانونى براى وزيران ننوشته‌ايد تا در پيرامون آن پاسخده مجلس باشند ، و بدينسان بهانه ميآورد . سوم پرسيدند آيا جز از اينها وزيرى هست يا نه ؟ . . پاسخداد : « وزرايى كه طرف