تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
را از تهران بپاى تلگراف خواسته گفتگو كنند . تلگرافى از انجمن به كسانى از نمايندگان مجلس فرستاده شد . همچنين علما تلگراف به دو سيد كردند . تلگراف اينان را در پايين مىآوريم : « خدمت حضرات آقايان حجج الاسلام دامت بركاتهم امروز پاره مكاتيب از » « طهران بجمعى از اهالى تبريز رسيده و مآل همه آنها اينست كه اعضاى محترم » « دار الشوراى ملى طهران دل‌تنگى از عدم پيشرفت امورات مشروطه دارند و اعليحضرت » « همايونى را موافق نميدانند و به اين واسطه اهالى تبريز تماما مشوش و بازار بسته و » « هنگامه است اهالى دولت را مشروطه دانسته و تمكين تمام داشتند اين اخبارات موحشه » « اسباب هيجان عمومى شده اعضاى انجمن تبريز به اعضاى دار الشورى اطلاع داده‌اند كه » « فردا پنجشنبه چهار ساعت از دسته گذشته در تلگرافخانه حاضر شوند تا مخابره حضورى » « بشود اين است كه متمنى هستيم كه حضرات حجج الاسلام نيز در ساعت مزبوره شرف » « حضور داشته باشند كه دعاگويان نيز حاضر شده مخابره و مشاوره حضورى نماييم ( عموم » « حجج الاسلام تبريز ) » فردا پنجشنبه علما و نمايندگان انجمن و سران جنبش در تلگرافخانه گرد آمدند . مردم نيز بازارها را باز نكرده در حياط تلگرافخانه و آن پيرامونها انبوه شدند كه چگونگى را بدانند و در اينميان از شور و خروش باز نميايستادند . كسانى از كوشندگان دسته‌اى از بچگان پديد آورده و جمله‌هاى شورانگيزى به آنان ياد دادند كه بتركى مى سرودند : « بر قاشوق قانمزوار وكلاى . ملته نثار كتور مشوق » اينها همه براى تندگردانيدن سهشها و فزودن به پافشارى مردم بود . سخنگويان ، از شادروان شيخ سليم و ميرزا حسين و ميرزا جواد پياپى سخنها مىگفتند و مردم را بآرامش و پافشارى وامىداشتند . پس از پيش‌آمد بست‌نشينى چنين جوش و جنبشى در تبريز برنخاسته بود . با تهران گفتگو آغاز گرديده و اين شگفت كه از آنجا همه خونسردى و دل‌آسودگى نشان ميدادند و اين بيم و جوش تبريز را بىانگيزه و بى جا ميشماردند ، رويه‌هاى برخى از تلگرافها چون در دست مىباشد در اينجا مىآوريم : طهران « خدمت آقايان دام اجلالهم تلگراف انجمن مقدس زيارت شد فورى بتلگرافخانه » « آمده فرستادم جناب مستطاب اجل سعد الدوله و آقاى مرتضوى و جناب حاج امين - » « الضرب تشريف بياورند جناب آقاى سيد حسن تشريف دارند هنوز آقايان نرسيده‌اند » « قصد چيست و اسباب اغتشاش كى به نظر بنده اين گونه اقدامات مانع پيشرفت » « مقصد اصلى و تعويق امور صلاح عامه كه در نظر است خواهد بود ( محمد اسمعيل ) ، » « ( تقىزاده ) » .