را آن انجمن نهانى ميداشت و داستان بيرون كردن ميرهاشم و امام جمعه و جلوگيرى از بسته شدن انجمن همگى از ايشان ميبود . آنان نيك ميدانستند كه خودكامگى از ميان نرفته و تنها نام مشروطه نتيجهاى را دربر نخواهد داشت و بايد نيرو بسيجيد و براى نبرد آماده گرديد . نيك ميدانستند كه اگر مردم را به خود رها كنند كمكم سست گرديده و از جوش فروخواهند نشست و اين بود هر زمان بهانه ديگرى پيش آورده آنان را بتكان وا - مىداشتند و با خودكامگى نبرد را رها نميكردند .
در تاريخ مشروطه برخى داستانهاى ارجدادى هست و كسانى شايندگى و كاردانى نيكى از خود نشان دادهاند . يكى از آنها داستان همدستى دو سيد و پديد آوردن جنبش تهرانست كه ما نوشتيم و از هرباره درخور ستايش است . ديگرى همدستى اين سه تن نامبرده و همراهان ايشانست كه جنبش تبريز را با هوش و كاردانى بسيار پيش بردند و دسته مجاهدان را پديد آوردند . كارهاى اينان نيز همه ارجدار و درخور ستايش مىباشد .
اين ايستادگى ايشان در برابر محمد عليميرزا و نگهدارى از انجمن نتيجه آن را داد كه رشته كارهاى همه آذربايجان بدست آزاديخواهان افتاد و محمد عليميرزا سپر انداخت ، و ناگزير شد بكارشكنىهاى نهانى پردازد .
روزنامههاى قفقاز پيشآمدهاى آذربايجان را مىپاييدند و هرچه رخ ميداد بگفتگو ميگزاردند ، و بسيارى از آنها ، كه يكى هم روزنامه « ارشاد » ميبود جنبش ايران را يك چيز سرسرى پنداشته و ارجى به آن نمىنهادند و گاهى سخنان سردى مىنوشتند . ولى اين پيشآمد انديشه آنها را ديگر كرد و همان روزنامه ارشاد داستان را عنوان كرده ستايشها نوشت .
بانك ملى
در اين ميان در تهران دار الشورى نيز بيك كار بزرگى برخاست و بارج و جايگاه خود در پيش خويش و بيگانه افزود . چگونگى آنكه دولت ، براى بار سوم ، آهنگ وام گرفتن ميداشته و در اين باره با دولت روس و انگليس بگفتگو پرداخته و چيزهايى نهاده بودهاند ، و روز شنبه هجدهم آبان ، حاجى مخبر السلطنه از سوى مشير الدوله صدر اعظم بمجلس آمد و آن را بمجلس آورد . هنوز بيشتر نمايندگان بتهران نيامده و قانونى براى كشور گزارده نشده دولت از مجلس همداستانى با چنان كار را ميخواست . تو گفتيى آن كوششها شده و دار الشورى برپا گرديده بود براى اينكه كارهاى ريشه برانداز درباريان رويه قانونى به خود گيرد . دو وام پيشين را گرفته و خورده و كنون چشم به راه وام ديگرى مىايستادند كه با همداستانى دار الشورى بكنند و بازبخورند .
مخبر السلطنه نامهاى از صدر اعظم بيرون آورد كه به او مينويسد : شما بمجلس شورى برويد و از سوى دولت پيام بريد كه دولت بيست كرور تومان ، در درون كشور و بيرون آن ، وامداراست كه مىبايد بپردازد براى پرداختن آنها با دو دولت گفتگو كرده