تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
ديرگاهى اين نمايش در ميان ميبود . نير السلطان دوباره با محمد عليميرزا با تلفون گفتگو كرد ، و چگونگى داستان را بدانسان كه ديده بود به او باز نمود . پاسخ داده بود : « ما خواستيم تا آمدن قانون پ 49 حاجى رسول آقا صدقيانى اساسى انجمن نباشد . كنون كه نميپذيرند چنان كه ميخواهند رفتار كنند » . از اين پاسخ مردم شور و خروش كم كردند ، و از آنسوى با پيشنهاد نير السلطان محمد عليميرزا دستخطى نوشت كه انجمن همچنان برپا باشد و يكتن نيز از سوى او براى به كار بستن دستورهاى انجمن باشد . نير السلطان خود دستخط را برداشته آورد . مردم گفتند : ميبايد همين شبانه آقايان را بانجمن ببريم ، و در زمان فانوسها را روشن كرده و مجتهد و ديگران را پيش انداخته ، با شور و خروش شادى بانجمن آمدند و بنام فيروزىخوانهاى شيرينى از بازار آورده آن گروه انبوه كه بيش از هزار تن ميبودند همه را شيرين‌كام گردانيدند . دستخط را اينجا مىآوريم : « انجمن ملى تبريز كما فى السابق برقرار بوده و يك نفر مأمور بتصديق اجزاء انجمن » « از جانب حضرت اقدس معين و در انجمن حاضر خواهد شد كه اعضاء انجمن در امورات » « جزئى و كلى ملت هرچه حكم نموده‌اند بموقع اجرا گذارده و كارگذاران حضرت و الا » « در اجراء تمام احكامات انجمن ملى تقويت خواهند نمود . » « هفدهم رمضان المبارك 1324 » اين نخستين نبرد محمد عليميرزا و آزاديخواهان تبريز بود . چنان كه گفتيم كربلايى على مسيو و حاجى رسول صدقيانى و حاجى على دوا فروش بهمدستى نه تن ديگر انجمن نهانى بنام « مركز غيبى » پديد آورده بودند ، و خود رشته كارها در دست آنان مىبود . در بيرون حاجى ميرزا حسن مجتهد و ديگر ملايان و برخى بازرگانان در انجمن نشسته و سررشته‌دار شمرده ميشدند . ولى آنان را آن شايندگى نمىبود و در نهان رشته جنبش