از خودى يا از بيگانه پيدا نكنيم . كنون ما كوركورانه نخواهيم توانست درباره گرفتن يا نگرفتن وام رأى دهيم .
پ 50 صنيع الدوله رييس مجلس سپس به ياد وامهاى پيشين پرداخته و از دولت خواستار گرديد كه پيماننامههاى آنها را بمجلس فرستد تا توده از چگونگى آنها نيز آگاه گردد ، و يكرشته سخنانى هم درباره آنها گفت كه همگى آگاهى او را از كارهاى دولت ميرسانيد .
از اين گفتههاى پرمغز و دليرانه او حال مجلس ديگر شد ، و نمايندگانى كه با پيشنهاد همداستان نمى - بودند دليرى پيدا كردند و همگى بيك زبان از وام گرفتن ناخرسندى نمودند ، و بار ديگر همهمه در مجلس پديد آمد . كسانى كه از پيش همداستانى نموده بودند شرمسار گرديده خاموش ماندند . مخبر السلطنه چون چگونگى را ديد رفت تا بدولت آگاهى دهد .
ولى فردا دوباره بمجلس آمد و چنين آغاز سخن كرد : « رويه درآمد و دررفت سه - ساله را كه ميخواهيد دولت را ايستادگى از آن نمىباشد ، ولى از اين كار چاره زودى بدربايستهاى دولت نشود . كنون را ما دو كرور تومان ميخواهيم كه اگر نرسد ادارهها خواهد خوابيد . شما يا به اين اندازه وام خرسندى دهيد ، و يا خودتان از جاى ديگر براى ما راه اندازيد ، و بايد تا سه روز اين كار انجام گيرد » .
نمايندگان از اين سخن او سخت برآشفتند ، و چون دلير شده بودند و آوازها بهم انداخته پاسخ دادند : « توده نتواند خانه و لانهء خود را نزد بيگانگان گرو گزارده ، چرا كه امير بهادر جنگ و فلان وزير و فلان دبير پول ميخواهد . . . » ، از اين گونه تنديها
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٧٨