و دو سيد ( طباطبايى و بهبهانى ) و كسان ديگرى از علما كه پافشارى در مشروطهخواهى مىنمودند معنى درست مشروطه و نتيجه رواج قانونهاى اروپايى را نمىدانستند و از ناسازگارى بسيار آشكار كه ميانه مشروطه و كيش شيعى است آگاهى درستى نمىداشتند . » ( ص 287 ) البته او در مورد مشروطهخواه بودن دو سيد متناقض سخن مىگويد و در بسيارى موارد آنها را مشروطهخواهان واقعى كه معنا و هدف درست مشروطيت را مىدانستند معرفى مىكند ( ص 50 ، 51 ، 259 . . . . ) .
با توجه به نقش بارز علما در جنبش مشروطيت بود كه تا چند ماه پس از اعطاى فرمان ، كسى ياراى مخالفت آشكار و نيز اظهار درست مشروطيت را نداشت . به قول كسروى « چون بسيارى از پيشگامان از ملايان بوده و در سخنگوئيها چنين نموده شده بود كه به رواج شريعت كوشيده خواهد شد و هنوز جدايى ميانه خواستها پديد نيامده بود ازاينرو [ از سوى مشروطهخواهان ] كوشش بسيار به ديندارى مىرفت . » ( ص 165 )
با تأييد و حمايت بيدريغ علما از مشروطيت بود كه « انبوه مردم به يك بار از مشروطه و معنى آن ناآگاه مىبودند و تنها به نام پيروى از پيشروان به جوش و تكان برخاستند . » ( ص 261 ) و « سادهدلانه تنها داشتن اين قانون ( قانون اساسى ) را چاره همه دردها مى - شمردند . » ( ص 188 ) همچنانكه پيش از اين « درباره دبستانها اين خوشگمانى را مىداشتند و چنين مىپنداشتند كه همين كه جوانان از آن دبستانها بيرون آيند ايران گلستان خواهد بود . » ( ص 188 )
* * * پس از صدور فرمان مشروطيت و گشايش مجلس شوراى ملى ، آزادى سياسى بدون حد و حصرى در كشور بوجود آمد . شبنامههاى متعددى نوشته شد و روزنامههاى رنگارنگى منتشر گشت و روزنامهنگاران هريك از روى ذوق و سليقه خود در پيرامون مشروطيت و اهداف آن قلمفرسايى كردند و به اظهار فضل پرداختند . ترقيخواهى و مشروطهطلبى سنگرى شده بود تا مشروطهخواهان ليبرال در پشت آن به شعائر و سنن دينى و مقدسات مذهبى بتازند و گوى سبقت از يكديگر بربايند .
مخالفت آشكار و نهان مشروطهخواهان با معتقدات دينى و روحانيت كه در روزنامهها و محافل عمومى و خصوصى اظهار مىشد سبب گشت تا بتدريج گروه كثيرى از علماى مشروطهخواه دست از حمايت مشروطه برداشته و در برابر آن شديدا ايستادگى كنند و با افشاگريهاى خود مردم را به انحراف آن آگاه سازند . اين مخالفت زمانى جدى و آشكار شد كه مجلس جهت تكميل نظامنامه ( قانون ) اساسى ، نوشتن متمم آن را آغاز كرد « * » . در نوشتن اين متمم شش تن شركت داشتند كه دو نفر از وكلاى آذربايجان ( تقىزاده و مستشار الدوله ) از اعضاى آن بودند . اين متمم نيز مانند متن قانون ، از قانون اساسى فرانسه سال 1830 و 1875 ترجمه و اقتباس شده بود « 31 » . گرچه سعى مىشد كه براى جلوگيرى
هامش
( * ) كسروى بر اين عقيده است كه بر اثر اعتراض و خردهگيرى انجمن تبريز به قانون اساسى بود كه دار الشورى نوشتن متمم ( دنباله ) را آغاز كرد ( ص 469 ) .
( 31 ) . منصوره اتحاديه ، پيدايش و تحول احزاب سياسى مشروطيت ( دوره اول و دوم مجلس شوراى ملى ) ، تهران ، نشر گستره ، 1361 ، ص 85 و 86 .