تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمهء ناشر 10

مساهمون:

صمقدمهء ناشر ١٠
آنها ، اين خطرات احتمالى را بر طرف مىكرد . نمايندگان علما گرچه متن دستخط دوم شاه را داير بر موافقت با خواستهاى علماى مهاجر روز شانزدهم جمادى الآخر به قم مخابره كرده بودند مع ذلك بدون كسب اجازه از علماى مهاجر دو روز بعد به ديدار صدر اعظم شتافتند تا ضمن تأييد نظرات صحنه‌گردانان سفارت ، تغيير دستخط دوم را از شاه بخواهند . پيش از ملاقات شاه بين امير بهادر ( وزير دربار ) و سيد محمد صادق طباطبايى مجادله‌اى روى مىدهد كه شايان توجه است . دلايلى كه سيد محمد صادق جهت تغيير دستخط دوم مىآورد مانند دلايلى است كه صحنه‌گردانان سفارت روز پيش براى صدر اعظم عنوان نمودند . بر اين اساس گمان قوى مىرود كه نمايندگان علما با صحنه‌گردانان سفارت جلسه‌اى داشته‌اند كه طى آن از نظرات آنها مطلع شده‌اند . اما كرمانى به اين ملاقات اشاره‌اى نمىكند ولى به شرح ديدار و مجادله وزير دربار و سيد محمد - صادق طباطبايى مىپردازد . اين ملاقات مهم مىتواند براى پژوهندگان و علاقه‌مندان به نهضت مشروطيت قابل توجه و بررسى جدى باشد زيرا چرخش نهضت و انحراف آن ، توسط نمايندگان علما به وضوح ديده مىشود . مؤلف ، جريان ديدار وزير دربار و سيد محمد صادق را چنين مىنگارد : « . . . وزير دربار گفت [ مجلس ] شوراى اسلامى خوب است چرا به شوراى ملى بدل گرديد ؟ جناب آقا ميرزا - محمد صادق جواب داد براى اينكه رعيت ( يعنى سفارت ! ) اين لفظ را خواست [ زيرا ] كه فردا اگر كسى را از اهل مجلس بخواهند نفى و تبعيد كنيد خواهيد گفت اين بىدين و خارج از اسلام است . به اين بهانه اشخاصى كه مخالف ميل شما رفتار نموده‌اند بايد خارج شوند اما لفظ ملى اين عيب را مانع خواهد بود . ديگر آنكه اگر اسلامى مبدل به ملى نشود مردم از سفارتخانه بيرون نخواهند آمد . » « 25 » نمايندگان علما از ديدار مجدد با شاه طفره رفتند زيرا كه همه خواست علما در دستخط دوم برآورده شده بود و دستخط سوم ديگر معنا نداشت و در صورت پرسش شاه از علت تغيير دستخط دوم ، پاسخ مناسبى نداشتند . چون بيم آن مىرفت كه در صورت حضور امير بهادر در آن ديدار ، وى شاه را از تغيير دستخط منصرف سازد لهذا با صحنه‌سازى قبلى فقط صدر اعظم را همراه با مستدعيات خود به نزد شاه فرستادند . « . . . صدر اعظم با نايب السلطنه حركت كردند كه بروند حضور اعليحضرت شاهنشاه . به جناب آقا ميرزا سيد محمد صادق و ديگران هم تكليف كردند كه شما هم بياييد حضور [ شاه ] و باهم عرايض ملت ( سفارت ) را عرض كنيم . وكلاى آقايان به ملاحظه اينكه شايد در حضور اعليحضرت مجبور شوند به قبول آنچه ميل درباريها در آن است لذا عذر آوردند و گفتند كه ما از طرف علما و آقايان مهاجرين آمده‌ايم كه با وزراء مذاكره نماييم نه با شاه . نايب السلطنه چون مىدانست اگر امير بهادر حضور اعليحضرت مشرف شود سنگ جلو مىاندازد و مانع اصلاح خواهد گرديد لذا به صدر اعظم رسانيد و گفت شايد شما بخواهيد كه با شاه بعض مطالب محرمانه را گفتگو نماييد و شايد
هامش
مشهور مىشود » . ر . ك به : لوايح آقا شيخ فضل اللّه نورى ، به كوشش هما رضوانى ، تهران ، نشر تاريخ ايران ، 1362 ، ص 28 . ( 25 ) . همان ، ص 484 .