خود جوان نيكى ميبود كشتند ، و از همانجا خونريزى آغاز گرديد ، و چهار شبانهروز با سختى در ميان ميبود . دستههاى انبوهى از دو سو ، با گناه و بيگناه ، كشته شدند ، و چند كاخ بلند و بزرگى خوراك آتش گرديد . سرانجام بكوشش حاجى زين العابدين تقيوف و شيخ الاسلام و ديگران آرامش و آشتى برپا شد .
ولى دلها از كينه پاك نمىبود ، و چند زمانى نگذشت كه بار ديگر خونريزيهاى سختى ، چه در باكو ، و چه در ديگر شهرهاى قفقاز ، درگرفت و خدا ميداند كه تا چه اندازه مردان و زنان كشته شدند .
روزنامههاى فارسى اين داستانها را مينوشتند . روزنامهء تربيت هوادارى از ارمنيان مينمود و حبل المتين و روزنامههاى ديگر پشتيبانى از مسلمانان نشان ميدادند . اين داستان در همهجا بمردم گران مىافتاد . ولى در آذربايجان بويژه در تبريز ، بديگر - گونه مىهناييد . زيرا گذشته از نزديكى ميان قفقاز و آذربايجان ، و گذشته از دلبستگى كه آذربايجانيان را بقفقاز ميبود ، چون گروه انبوهى از مردم اينجا در قفقاز ميبودند ، و چنين آگهى ميرسيد كه ارمنيان در كشتن مسلمانان ، جدايى ميانه ايرانيان و ديگران نميگزارند - اينها مردم را سخت ناآسوده ميگردانيد .
بيم ميرفت كه در اينجا نيز خونريزى رو دهد ، ولى نگهبانى دولت و جلوگيرى برخى از علماء و رفتار دورانديشانهء سران ارمنى جلو را گرفت . ارمنيان خود را ايرانى ميخواندند و از رفتار همجنسان خود در شهرهاى قفقاز بيزارى مينمودند ، و بعلماء نزديك رفته دلهاى آنان را بسوى خود ميگردانيدند ، تا آنجا كه چون در همان هنگامها شيخ حسن مامقانى در نجف مرد و در شهرهاى ايران براى او ختم ميگزاردند ، در تبريز ارمنيان نيز همدردى نمودند و در مسجد قلعهبيگى كه در ارمنستان است ختم گزاردند .
بدينسان در اينجا جنگى رونداد . در سال 1285 ، يك ماه كمابيش ، پيش از داستان مشروطه ، يك روز آوازى افتاد و مردم بازار را بستند و نزديك بود رشته از دست رود .
ليكن باز علماء و دولت جلو گرفتند .
در اين جلوگيرى يكى از پيشگامان امامجمعه ميبود كه بنگهدارى از ارمنيان ميكوشيد ، چندانكه اين رفتار او مايهء دلآزردگى قفقازيان گرديد و روزنامههاى آنجا زبان بگله و بدگويى باز كردند .
بارى اين پيشآمد بتكان و بيدارى مردم بسيار ميافزود ، و آنچه بيش از همه مايه پندآموزى گرديده و بزبانها افتاده بود اينكه در آن خونريزى ، در باكو و ديگر جاها ، چند هزار تن ايرانيان بيگناه ، از بازرگانان و كارگران و ديگران كشته شدند ، و دولت ايران هيچ پروا ننمود و بگفتگويى دربارهء آنان برنخاست - همين يكى بمردم بسيار گران ميافتاد و اندازهء بىپروايى و بيكارگى دولت قاجارى را نيك هويدا ميگردانيد .
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٤٦