تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمهء ناشر 9

مساهمون:

صمقدمهء ناشر ٩
پس از صدور اين دستخط ، كوششهاى وسيعى انجام شد تا اين دستخط تغيير يابد ؛ چه اين دستخط ضمن تأييد رهبريت علما ، مجلس آينده را طبق ضوابط اسلامى وعده مىداد . در چنان مجلسى طبعا بسيارى از منور الفكران ليبرال كه به جدايى دين از سياست قائل بودند جايى نداشتند . از اين‌رو اين دستخط با مخالفت كاردار و صحنه‌گردانان سفارت و منور الفكران روبرو شد . حتى ناظم الاسلام كرمانى كه به طباطبايى و فرزندانش ارادت مىورزد ناخشنودى خود را از علما و نمايندگانشان - كه مسببان اصلى صدور دستخط دوم شاه بودند - اظهار مىدارد . « 22 » پس از صدور دستخط دوم ، نمايندگان علما متن آن را همان روز به قم مخابره كردند . صحنه‌گردانان سفارت كه پس از صدور دستخط دوم شاه جرأت نداشتند ناخشنودى خود را ابراز كنند بهانه آوردند كه « تا سفارت انگليس ضمانت اجراى دستخط را و عمل به مضمون آن نكند و قول تأسيس و تشكيل مجلس [ ؟ ] را ندهد ، از اين سفارتخانه حركت نمىكنيم و خارج نمىشويم و بازارها را باز نمىكنيم . » « 23 » به همين جهت روز بعد ظاهرا به منظور اطمينان يافتن و گرفتن ضمانت و در باطن براى تغيير دستخط شاه همراه با كاردار سفارت به نزد صدر اعظم رفتند . كرمانى نتايج اين مذاكرات را چنين شرح مىدهد : « . . . قرار شد دو دستخط سابق را تغيير دهند و مضامين هر دو را در يك دستخط بنويسند و نيز در دستخط [ دوم ] كه مجلس شوراى اسلامى نوشته‌اند بايد اين عبارت به مجلس شوراى ملى تبديل شود ، چه شايد بعضى به اغراض شخصيه ، يكى از مبعوثين را تكفير كنند و آنوقت بگويند كافر در مجلس اسلامى چه مىكند و شايد يك زمانى مانند حاج شيخ فضل اللّه ملايى پيدا شود كه به غرض شخصى خود ، همه اهل مجلس را تكفير و لااقل تفسيق كند آنوقت محرك مردم شود كه كافر و فاسق را به مجلس اسلامى چه كار است . ديگر آنكه طايفه يهود و ارامنه و مجوس نيز بايد منتخب خود را به اين مجلس بفرستند و لفظ اسلامى با ورود آنها نمىسازد ، مناسب لفظ ملى است . بارى پس از مذاكرات بسيار ، صدر اعظم متقبل گرديد كه همه مقاصد آقايان و تجار و كسبه را برآورده نمايد . » « 24 » يك روز پس از ملاقات كاردار و صحنه‌گردانان سفارت با صدر اعظم ، نمايندگان علما به منزل صدر اعظم رفتند و از آنجا عازم محل سكونت شاه شدند . ناظم الاسلام كرمانى علت اين ديدار را شرح نمىدهد . زيرا پس از صدور دستخط دوم شاه مبنى بر موافقت كامل با خواست علما ، ديدار ديگر ، موردى نداشت . اين ديدار به منظور تأييد مذاكرات ديروز نمايندگان بود ، زيرا تغيير دستخط بدون جلب نظر موافق نمايندگان علما امكان نداشت . چه ، اگر فرضا بدون موافقت آنها اين امر عملى مىشد احتمال آن مىرفت كه پس از ورود علماى مهاجر به تهران و مشاهده دستخط تغيير يافته شاه ، به اهداف توطئه پى برده و به شاه اعتراض نمايند « * » و بلواى مجددى شروع شود در حالىكه حضور نمايندگان علما و تأييد
هامش
( 22 ) . همان ، ص 478 . ( 23 ) . همان ، ص 479 . ( 24 ) . همان ، ص 479 و 480 . ( * ) شيخ فضل الله در يكى از لوايح خود به تغيير دستخط شاه اشاره مىكند و آن را يك توطئه مىداند و مىنويسد : « از آن جمله در منشور سلطانى كه نوشته بود مجلس شوراى ملى اسلامى داديم لفظ اسلامى گم شد و رفت كه رفت . اين فقره سند صحيح دارد و عند الحاجه مذكور و -