پيك را اجرا مىكرد اما در واقع به تصميمات علماى مهاجر جهت مىداد . به عنوان مثال پس از عزل عين الدوله « متحصنين [ سفارت ] تلگرافى به علما و مهاجرين مخابره كردند و به آنها رسانيدند كه بدون اجراى مقاصد و اشاره ما مراجعت نكنيد و فريب نخوريد » و از طرف سيد عبد اللّه پاسخ رسيد كه « ما فريب نمىخوريم . . . تا مقصود به عمل نيايد و تأمين از سفارت انگليس و اطمينان به من ندهند حركت نخواهم كرد . . . » « 15 »
مظفر الدين شاه به تاريخ چهاردهم جمادى الآخر سال 1324 دستخطى خطاب به صدر اعظم صادر كرد و در آن با تشكيل « مجلسى از منتخبين شاهزادگان و علما و قاجاريه و اعيان و اشراف و ملاكين و تجار و اصناف و منتخبات طبقات مرقومه دار الخلافه » موافقت نمود و از وى خواست تا با ابلاغ دستخط به آقايان علما « هرچه زودتر تشريففرماى دار الخلافه شوند . » « 16 »
صدر اعظم نيز صورت دستخط شاه را به قم تلگراف كرد . نكته قابل توجه اينكه صحنهگردانان سفارت ، دستخط شاه را به اين بهانه موهوم كه معتبر نيست و ضمانت اجرا ندارد توسط عمال خود از در و ديوار كندند و اصرار داشتند كه « بايد وزير مختار انگليس ضمانت اجراى آن را بنمايد . » « 17 »
پس از صدور دستخط شاه ، علماى مهاجر به منظور اطمينان يافتن بيشتر از نظرات شاه ، نمايندگانى به تهران فرستادند تا صحت و سقم اخبار را به اطلاعشان برسانند . نمايندگان علما عبارت بودند از : سيد محمد صادق طباطبايى ( پسر سيد محمد طباطبايى ) و سيد مطهر و سيد علاء الدين و ميرزا محسن ( از اقوام بهبهانى ) . اما اين نمايندگان ، هيچكدام صلاحيت اين امر بزرگ را دارا نبودند و وجههاى نزد مردم نداشتند : « مردم از اعتماد الاسلام و آقا ميرزا محسن خيلى بد مىگويند و خائف مىباشند . . . » « 18 » و سيد محمد صادق نيز به سبب مخالفت با حجاب بانوان « 19 » و پوشيدن لباسهاى نامناسب و گرفتن رشوه مورد انتقاد بود . « 20 »
به هر صورت نمايندگان علما پس از ديدار با بستنشينان همراه صدر اعظم به نزد شاه رفتند . از جزئيات ديدار و گفتگوى آنها با صدر اعظم و شاه ، ناظم الاسلام سخنى نمىگويد ، اما پس از اين ديدار بود كه شاه دستخطى در تكميل دستخط اول در روز شانزدهم جمادى - الثانى صادر كرد كه ضمن تأييد دستخط پيشين ، بر تشكيل مجلس شوراى اسلامى تأكيد شده بود . « 21 »
صدور اين دستخط جديد پس از ديدار نمايندگان علما با شاه ، مبين آن است كه علماى قم خواهان تشكيل مجلس شوراى اسلامى بودهاند و صدور اين دستخط جز اجابت خواست علما و اطمينان دادن به آنها نبوده است . از سوى ديگر صدور اين دستخط به معناى آن بود كه علىرغم تلاشهاى سفارت ، شاه و دربار تسليم نظرات علما هستند .
هامش
( 15 ) . همان ، ص 459 .
( 16 ) . همان ، ص 470 .
( 17 ) . همان ، ص 472 . كسروى مىنويسد كه چون « در آن فرمان نام توده ( ملت ) برده نشده و از آنسوى جملههاى آن روشن نمىبود . . . كوشندگان سفارت آن را نپسنديده و با خواست خود سازگار نديدند و كسانى فرستاده چاپشدههاى آن را از ديوارها كندند » . ( ص 120 )
( 18 ) . همان ، ص 475 .
( 19 ) . همان ، ص 160 .
( 20 ) . همان ، ص 497 .
( 21 ) . همان ، ص 476 .