از دست علما خارج كرده و به دست منور الفكران ليبرال انگلوفيل بسپارد تا توسط آنها اين نهضت ملى را در جهت اهداف خود هدايت كند . تحصن بستنشينان در سفارت انگلستان ، اين فرصت طلايى را به آن دولت داد .
متعاقب اين سياست بود كه به اشاره سفارت انگلستان « سربازها كه در كوچه و بازار چمباتمه زده بودند و مردم را اذيت مىكردند به اردوى خارج شهر رفتند . يك نفر سرباز در شهر ديده نمىشد . جز عدهاى سرباز كه در خيابان علاء الدوله گماشتند براى محافظت مردم كه مبادا يكى از ديوانيان به يكى از متحصنين بىاحترامى كند [ ! ] مردم با اين حال كه ديده شد به طرف سفارتخانه مىرفتند يا براى الحاق به متحصنين يا براى تماشا و سياحت . » و براى جلب قلوب بستنشينان « اجزاء سفارتخانه نهايت حسن سلوك و پذيرايى » را ظاهر ساختند و حتى بر خلاف سياست بين المللى و موضعگيرى پيشين « * * » شارژدافر ( كاردار ) سفارت هم با آنها همصدا شد .
سفارت مأمنى شده بود براى بستنشينان تا به دور از آزار سربازان ، ضمن صرف شام و ناهار مجانى ، آموزشهاى سياسى لازم را فراگيرند . ناظم الاسلام در اينباره مىنويسد :
« مىتوان گفت سفارتخانه در حكم يك مدرسه شده است ، چه در زير هر چادر و هر گوشهاى جمعى دور هم نشستهاند و يك نفر عالم سياسى از شاگردان مدارس و غيره آنها را تعليم مىدهند يعنى چيزهاى تازه به گوش مردم مىخورد كه تاكنون احدى جرأت نداشت بر زبان آورد . » كرمانى توضيح بيشترى پيرامون اين آموزشها و نيز مذاكرات محرمانه اجزاء سفارت با تجار متحصن نمىدهد « 11 » . در اين مدت دستاندركاران سفارت تلاش مىكردند تا مردم را با مجلس شوراى ملى و اهداف آن آشنا سازند . به اين منظور تلگراف بىمأخذى را كه « از مضامين آن آثار كذب هويدا بود » از جانب پادشاه انگلستان انتشار دادند و در ميان مردم پراكندند . « مردم را هيجانى حاصل گرديد و به گوش آنها لفظ مجلس شوراى ملى رسيد و دانستند كه نجات دهندهء همه از ظلم و تعدى ، مجلس شوراى ملى است . » « 12 »
اما در اين زمان مهمترين مسأله دولت و ملت هجرت علما به قم بود . اهميت اين مسأله تا بدان حد بود كه با وجود تلاش اعضاى سفارت ، احدى از بستنشينان جرأت نمىكرد جز بازگشت علما ، تقاضاى ديگرى نمايد « 13 » . اما بتدريج مسأله بستنشينان ، خود مسألهء بغرنج ديگرى در جوار مسألهء هجرت علما شد و بر اثر آموزشهاى سياسى شاگردان دار الفنون « در آخر امر [ بستنشينان ] دولت قانونى را تقاضا مىنمودند . » « 14 »
مظفر الدين شاه كه زير فشار سياسى و روانى عظيمى قرار گرفته بود عين الدوله را عزل كرد و عضد الملك ( از رجال خوشنام قاجار ) را براى دادن اطمينان به علما و معاودتشان به تهران ، به قم فرستاد . در اين زمان ، علماى مهاجر كه از تهران به دور بودند اخبار و رويدادهاى پايتخت را از طريق سفارت دريافت مىكردند . سفارت گرچه اين زمان نقش
هامش
( * * ) در نهم جولاى بهبهانى نامه به سفير نوشت و ياورى او را درخواست نمود . سفير پاسخ داد كه دولت انگليس ياورى به كسانى نتواند كرد كه رفتارشان با دولت خود دشمنانه است . ( ص 109 )
( 11 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ص 435 و 457 .
( 12 ) . همان ، ص 452 .
( 13 ) . همان ، ص 433 .
( 14 ) . همان ، ص 446 .