تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمهء ناشر 6

مساهمون:

صمقدمهء ناشر ٦
به مشروطيت تغيير يافت در حالىكه اين تغيير را بايد نخستين انحراف از خط كلى نهضت عدالتخواهى مردم دانست . زيرا همه مردم و علما نسبت به عدالتخانه تصور روشنى داشتند اما شناخت درستى نسبت به مشروطيت نداشتند ، حتى اغلب آزاديخواهان و منور الفكرانى كه مردم را به آزاديخواهى و مشروطه‌طلبى تشويق مىكردند تصورى مبهم و نادرست از آن داشتند . كسروى در اين‌باره مىنويسد : « . . . بيشتر اينها به يك بار بىسرمايه و خود كسانى مىبودند كه اگر كسى يكى از آنان را ديدى و چنين پرسيدى : « اينكه مىخواهى روزنامه برپا كنى آيا چه در آن خواهى نوشت ؟ . . . » ديگرى هيچ نينديشيده و خود نمىداند كه چه خواهد نوشت ! بلكه نمىداند روزنامه را بهرچه نويسند و همين اندازه كه ديده ديگران به چنين كارى برخاسته‌اند او نيز به هوس افتاده . » ( ص 274 ) . وى همچنين مىنويسد كه آنها معناى واقعى آزاديخواهى و ميهن‌دوستى را نمىدانستند و به نام آزاديخواهى ، پرده‌درى مىكردند و به نام ميهن‌دوستى ، شعرها در ستايش آب و هوا و كوه و بيابان مىسرودند ( ص 262 ) . * * * پيش از آنكه به علل تأييد و حمايت علما از نهضت مشروطه بپردازيم بايد ببينيم كه لفظ مشروطه كى و چگونه در بين مردم رواج يافت . كسروى اشاره‌اى به معنا و مفهوم لفظ مشروطيت و منشأ انتشار آن در تهران كه مركز تحولات و تصميم‌گيريهاى انقلابى بود نمىكند « 10 » ، اما يادآور مىشود كه كنسول انگليس در تبريز نخست نام مشروطه را بر زبان آورد و مردم تبريز نيز از آن پس با لفظ مشروطه آشنا شدند ( ص 156 ) . در اين‌باره ناظم الاسلام كرمانى ( مؤلف تاريخ بيدارى ايرانيان ) كه در تهران مىزيسته و جزو مشاورين سيد محمد طباطبايى بوده ، اطلاعات دقيقى راجع به انتشار لفظ مشروطيت و تحولاتى كه منجر به اعطاى فرمان مشروطيت گشت بدست مىدهد . اين فصل حساس از تاريخ مشروطه كه متأسفانه از نظر بسيارى از مورخين مشروطه و از جمله كسروى بىاهميت تلقى گشته و اشاره‌اى بدان نشده يكى از فرازهاى حساس تاريخ مشروطه است كه بدون شناخت آن ، نمىتوان علت انحراف نهضت را جستجو كرد . كرمانى بدون آنكه خود توجهى به اين انحراف داشته باشد مراحل انحراف نهضت را به دقت شرح مىدهد . اين انحراف از همان روز هجرت علما به قم آغاز شد . در بعد از ظهر آن روز جمعى از تجار به توصيه بهبهانى « * » و به منظور حمايت از حركت علما و اعتراض به سياستهاى سركوبگرانه عين الدوله به سفارت انگلستان پناهنده شدند . سفارت انگلستان كه مؤيد رژيم استبدادى بود كوشش داشت تا با رخنه كردن در نهضت ، رهبريت آن را بتدريج
هامش
( 10 ) . براى اطلاع از معنا و مفهوم مشروطيت و چگونگى شيوع اين لفظ در ايران رجوع كنيد به : تشيع و مشروطيت ، ص 252 - 259 . ( * ) كسروى بر خلاف كرمانى بر اين عقيده است كه « خواست بهبهانى اين بود كه سفير انگليس در ميان ايشان و شاه ميانجى باشد . . . اين هرگز گمان نمىرود كه بهبهانى يا طباطبايى به پناهيدن مردم به سفارتخانه خرسندى داده‌اند و يا چنين گفتگويى در بودن ايشان مىرفته . . . اين انديشه از خامان سر زد . » ( ص 109 )