« نداده مگر وقتى كه افراد و اجزاى آن ملت بنور علم و تربيت منور شده پرورش يافتند . »
« هيچ پادشاهى و امپراطورى بطيب خاطر اقتدار خود را محدود و ملت را شريك » « سلطنت و طرف مشورت قرار نداد مگر اعليحضرت ميكادو موتسوايتو امپراطور ژاپون » « و طلوع كوكب اقبال ژاپون از عجايب واقعات روزگار است و امروز براى سرمشق ملل » « غافل خوابآلوده هيچ نمونه بهتر از ژاپون نيست . »
« ( در اينجا سخن درازى از ژاپون و مشروطهء آن ميراند ) »
« چند مدرسهء ناقص در اين يازده سال ايجاد شده كه جز اسم بىرسم چيزى نيست » « و جهت اينكه نتوانستهاند مثل ميكادو كار را از پيش ببرند بعقيده بنده اينست كه چون » « ميكادو رياست روحانى و مذهبى هم دارد ملت ژاپون او را الوالامر ميدانند نفاذ فرمانش » « بيشتر و موانعش در اجراى افكار مقدسه خيلى كمتر بود پس تأسيس مدارس ملى در ايران » « تكليف آقايان علماى روحانى و رؤساى مذهب است از حسن اتفاق و باطن شريعت مطهره » « اسلاميه اساس مدارس ملى و اسباب نشر علوم بطوريكه در ايران فراهم است در هيچ جاى » « دنيا نبوده است ساير ملل وقتى كه از خواب بيدار شده به خيال تعليم و تربيت ملت افتادند » « چه زحمتها كشيدند چه جانها كندند تا يك مدرسه را ايجاد كردند ولى در ايران امروز » « هزاران مدارس ملى حاضر و موجود است كه همه صاحب موقوفات معين و ترتيبات صحيحه » « است فقط در تهران قريب يكصد و سى و پنج مدرسه ملى بزرگ و كوچك داريم در ساير » « بلاد ايران حتى قصبات مدارس مليه موجود است كه روى هم بايد سه هزار مدارس در » « تمام ايران داشته باشيم منتهى از سوء اداره آنها تمام اين وسايل نازنين ضايع و عاطل مانده » « به قدر دينارى براى ملت فايده ندارد فلان گاوچران طالقانى يا زارع مازندرانى در سن » « بيست سالگى داخل مدرسه مىشود حجره را معطل مىكند حاصل موقوفه را مصرف مىرساند » « در هفتاد سالگى نعشش را از مدرسه بيرون مىبرند در صورتى كه هنوز در تركيب ميم الكلمه » « مبهوت و مات است و با روز اول فرقى نكرده و اين مدارس ملى را به صورت تنبلخانه » « درآوردهاند در اين مدت كدام مجتهد مجاز از مدارس ايران خارج شده است بنده عرض » « نميكنم ترتيب مدارس را برهم بزنند كه مخالف شريعت و منافى با نيت واقف شده باشد » « بنده با جرئت ميتوانم قسم بخورم كه ترتيبات حاليهء مدارس مليه هيچكدام با نيت اصلى » « واقف موافق نيست پس باندك اهتمام و همت آقايان علماء ممكن است تمام اين مدارس » « مصداق صحيح پيدا كند و مدرسه ملى بشود نه كاروانسرا و مهمانخانه و آن كارى كه در يد » « قدرت آقايان است اين است كه همه باهم متفق شده پرگرام يا فهرست مرتبى براى تحصيل » « و درسهاى مدارس بنويسند مدت دوره تحصيل را معين كنند همين دو فقره را منظم كرده » « و لوازمش را فراهم نمايند . . . و در آن فهرست براى هر مدرسه يك دوره از علوم عصر » « جديد را مجبورى قرار بدهند دوازده سال نميگذرد كه دو طبقه شاگردهاى فارغ التحصيل » « از اين مدارس بيرون خواهد آمد آنوقت مملكت ايران به قدر كفايت آدم عالم خواهد »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٩٤